نقش بیمه دریایی در مدیریت تنگهها؛ از بسفر تا هرمز

جیب نیوز- برای بسیاری از مردم، دریاها تنها پهنهای آبی روی نقشهاند؛ اما برای دریانوردان، بازرگانان و دولتها، هر موج میتواند حامل خبری باشد که سرنوشت یک منطقه را تغییر دهد. بحران دریای سیاه در سالهای اخیر بار دیگر این واقعیت را یادآوری کرد. آبراهی که سالها مسیر آرام کشتیهای حامل غلات بود، ناگهان به نقطهای حساس تبدیل شد؛ جایی که حتی تصمیمی فنی درباره اعتبار یک بیمهنامه میتوانست صف کشتیها را در تنگه بسفر قفل کند و بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار دهد.
کریدور غلات و سیاست بیمه؛ چهره پنهان بحران دریای سیاه
به گزارش مهر، رویدادهای سال ۲۰۲۲ در تنگه بسفر نشان داد مدیریت آبراههای استراتژیک لزوماً با ابزارهای نظامی انجام نمیشود. در ظاهر، هدف ابتکار غلات دریای سیاه کاملاً بشردوستانه بود: ایجاد یک کریدور امن برای خروج کشتیهای تجاری از سه بندر اصلی اوکراین؛ اودسا، چورنومورسک و یوژنی. برای نظارت بر این روند، «مرکز هماهنگی مشترک» در استانبول تشکیل شد؛ مرکزی که در آن نمایندگان روسیه، اوکراین، ترکیه و سازمان ملل تردد کشتیها را رصد میکردند. بازرسان مشترک نیز کشتیها را بررسی میکردند تا اطمینان حاصل شود محمولهها صرفاً شامل غلات است و سلاحی منتقل نمیشود.
با گذشت زمان اما، ابعاد پیچیدهتری از این سازوکار آشکار شد. مسکو که انتظار داشت در ازای همکاری در خروج غلات اوکراین، صادرات مواد غذایی و کودهای شیمیایی خود تسهیل شود، با شبکهای از محدودیتهای مالی و بیمهای مواجه شد. اگرچه صادرات کشاورزی روسیه بهطور رسمی تحریم نشده بود، اما ساختار تحریمها عملاً همان اثر را ایجاد میکرد. قطع ارتباط بانک کشاورزی روسیه با سوئیفت و محدودیتهای مالی، روند پرداختها را مختل کرد.
در ادامه، با تعیین سقف قیمتی ۶۰ دلار برای نفت روسیه از سوی گروه هفت، ترکیه نیز مقررات عبور نفتکشها از بسفر را تغییر داد و از کشتیها تأییدیه بیمه معتبر خواست. برای بسیاری از نفتکشهای مرتبط با روسیه که زیر فشار تحریمها بودند، ارائه چنین بیمهای دشوار بود. به این ترتیب، ابزاری که در ظاهر برای جلوگیری از بحران غذایی ایجاد شده بود، در عمل به گلوگاهی برای محدود کردن درآمدهای نفتی روسیه تبدیل شد. در نهایت روسیه از ابتکار غلات خارج شد و رژیم بازرسی مشترک فروپاشید.
در مقابل، اوکراین با رویکردی نامتقارن مسیرهای جدیدی در امتداد سواحل رومانی و بلغارستان ایجاد کرد و با استفاده از پهپادها و شناورهای هدایتپذیر از راه دور، برتری دریایی روسیه را به چالش کشید. همزمان تمرکز غرب از بازرسیهای میدانی به نظارت ماهوارهای و محدود کردن «ناوگان در سایه» روسیه تغییر یافت؛ ناوگانی از کشتیهای قدیمی با پرچمهای مصلحتی که برای دور زدن تحریمهای نفتی به کار گرفته میشوند.این تجربه نشان داد که در جهان امروز، مرز میان دیپلماسی بشردوستانه و جنگ اقتصادی تا چه اندازه باریک است.
از تجربه دریای سیاه تا ایده تنظیمگری بیمهای در هرمز
بسیاری از تحلیلگران اکنون تجربه دریای سیاه را در چارچوبی گستردهتر بررسی میکنند و آن را برای تحلیل وضعیت تنگه هرمز نیز قابل توجه میدانند؛ آبراهی که اهمیت آن در تجارت جهانی انرژی حتی بیش از بسفر است. در چنین بستری، برخی کارشناسان ایرانی معتقدند درسهای بحران دریای سیاه میتواند به طراحی سازوکاری بومی برای مدیریت عبور کشتیها در هرمز کمک کند.
در همین زمینه، صدیف بدری عضو کمیسیون عمران مجلس با تأکید بر اهمیت بیمههای مورد تأیید ایران گفته است: «کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند باید تحت پوشش بیمههای مورد تأیید جمهوری اسلامی ایران باشند؛ سازوکاری که علاوه بر کارکرد نظارتی، مدیریت ایمنی و حفاظت محیطزیست را نیز تقویت میکند.»
بیمه دریایی در شرایط عادی بخشی از نظم فنی صنعت حملونقل است، اما در زمان بحران ماهیت آن تغییر میکند. افزایش نرخ پوشش ریسک جنگی یا خودداری برخی شرکتها از ارائه بیمهنامه برای مسیرهای پرتنش میتواند مستقیماً جریان تجارت را تحت تأثیر قرار دهد. در دریای سیاه نیز بسیاری از کشتیها تنها به دلیل نبود پوشش بیمهای مناسب از ورود به مسیرهای نزدیک منطقه درگیری خودداری کردند. به این ترتیب، بیمه از یک ابزار سنجش ریسک به سازوکاری برای فیلترگذاری تردد کشتیها تبدیل شد.
بدری تصریح کرد:« شرکتهای بیمهای که کشتیها را پوشش میدهند باید با ایران همکاری داشته باشند و در چارچوب تحریمهای اعمالشده علیه کشور عمل نکنند. وی در ادامه افزود:« شرکتهایی که در تحریمها علیه ایران همکاری میکنند یا تحت فشار کشورهای متخاصم عمل میکنند، طبیعتاً در چنین سازوکاری مورد پذیرش نخواهند بود.»
بیمه؛ ابزار فشار یا چارچوب مدیریت
تجربه بسفر نشان میدهد بیمه در شرایط تنش میتواند به ابزاری برای اعمال فشار تبدیل شود، اما در عین حال قادر است بهعنوان چارچوبی حقوقی و فنی برای مدیریت ایمن و شفاف تردد کشتیها نیز به کار رود. در همین چارچوب، برخی کارشناسان معتقدند ایران با توجه به تجربه خود در حوزه بیمه دریایی و موقعیت راهبردی تنگه هرمز، میتواند با بهرهگیری از این تجربیات، سازوکاری بومی برای مدیریت عبور کشتیها طراحی کند؛ سازوکاری که هدف آن افزایش ایمنی، حفاظت از محیطزیست و نظمبخشی به جریان تجارت در این آبراه راهبردی است.





