جنگ خاورمیانه چرا قیمت نفت و بنزین را بالا برد؟ / پیش‌بینی اشتباه بازار انرژی چه بود؟

بازار جهانی انرژی معمولاً بر اساس پیش‌بینی‌هایی شکل می‌گیرد که سال‌ها قبل انجام شده‌اند. شرکت‌های نفتی، بانک‌ها و دولت‌ها برای تصمیم‌گیری درباره حفر چاه، ساخت پالایشگاه، خطوط لوله و پایانه‌های صادراتی باید حدس بزنند جهان در ۱۰ یا حتی ۲۰ سال آینده چه میزان نفت و گاز مصرف خواهد کرد.

به گزارش تجارت نیوز، اما مشکل اینجاست که آینده انرژی به رفتار انسان، فناوری، سیاست، اقتصاد و البته تحولات ژئوپلیتیکی وابسته است؛ عواملی که پیش‌بینی آنها بسیار دشوار است.

در سال ۲۰۲۳، آژانس بین‌المللی انرژی پیش‌بینی کرده بود که تا سال ۲۰۲۸ ظرفیت تولید نفت جهان می‌تواند از میزان تقاضا بیشتر شود. این چشم‌انداز باعث شد انتظار کاهش قیمت‌ها افزایش پیدا کند و سرمایه‌گذاری در برخی پروژه‌های جدید نفت و گاز با احتیاط بیشتری انجام شود.

اما کمتر کسی می‌توانست اختلال گسترده در یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت جهان را پیش‌بینی کند. در سال ۲۰۲۶، در پی درگیری نظامی و بسته‌شدن تنگه هرمز، بازار با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شد: مشکل دیگر مازاد نفت نبود؛ بلکه دسترسی به نفت موجود بود.

چرا پیش‌بینی‌های نفتی اهمیت زیادی دارند؟

تولید نفت و گاز برخلاف بسیاری از کالاها نمی‌تواند به‌سرعت افزایش پیدا کند. از زمان کشف یک میدان نفتی یا گازی تا زمانی که تولید آن به بازار برسد، ممکن است حدود ۲۰ سال زمان لازم باشد.

به همین دلیل، شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران نمی‌توانند تنها به وضعیت امروز بازار نگاه کنند. آنها باید پیش‌بینی کنند که یک دهه یا بیشتر بعد، جهان چه میزان انرژی نیاز خواهد داشت.

آژانس‌های دولتی، کشورهای تولیدکننده نفت و شرکت‌های بزرگ انرژی، سناریوهای مختلفی درباره آینده ارائه می‌کنند. این سناریوها بر اساس عواملی مانند رشد اقتصاد جهانی، سرعت فروش خودروهای برقی، توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر، سیاست‌های اقلیمی و میزان مصرف انرژی شکل می‌گیرند.

اما تغییر تنها یکی از این متغیرها می‌تواند نتیجه نهایی را کاملاً تغییر دهد.

اختلاف ۲۷ میلیون بشکه‌ای در پیش‌بینی تقاضا

مقایسه پیش‌بینی‌های اصلی منتشرشده در سال ۲۰۲۵ نشان می‌دهد که حتی برای یک دوره ۱۰ ساله، اختلاف قابل توجهی میان سناریوهای مختلف وجود دارد.

برای سال ۲۰۳۵، بالاترین پیش‌بینی مورد بررسی، تقاضای نفت را حدود ۱۱۶.۶ میلیون بشکه در روز و پایین‌ترین پیش‌بینی آن را حدود ۸۹.۴ میلیون بشکه در روز در نظر گرفته است.

یعنی اختلاف میان این دو سناریو به ۲۷.۲ میلیون بشکه در روز می‌رسد؛ مقداری معادل تقریباً یک‌چهارم کل نفتی که جهان در شرایط کنونی مصرف می‌کند.

این اختلاف فقط یک تفاوت آماری نیست. چنین فاصله‌ای می‌تواند میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری را به سمت پروژه‌های جدید هدایت کند یا برعکس، باعث شود شرکت‌ها از توسعه ظرفیت تولید خودداری کنند.

پیش‌بینی‌ها همیشه درست از آب درنمی‌آیند

پیش‌بینی‌های کوتاه‌مدت بازار نفت معمولاً دقت بیشتری دارند، زیرا بخش قابل توجهی از تولید و مصرف آینده از قبل مشخص شده است. اما هرچه افق پیش‌بینی طولانی‌تر شود، احتمال خطا بیشتر می‌شود.

یکی از نمونه‌های مهم، صنعت نفت آمریکا است. در اوایل دهه ۲۰۰۰، نگرانی زیادی درباره کاهش ذخایر نفت ارزان و آسان وجود داشت. اما توسعه فناوری‌های جدید حفاری افقی و شکست هیدرولیکی باعث شد منابع نفتی موجود در لایه‌های شیل به شکل گسترده وارد بازار شوند.

در نتیجه، تولید نفت آمریکا از حدود ۵ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۰۸ به حدود ۱۳.۶ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ رسید.

این جهش تولید یکی از عواملی بود که بسیاری از پیش‌بینی‌های قدیمی درباره آینده عرضه نفت را تغییر داد.

خودروهای برقی هم پیش‌بینی‌ها را پیچیده کرده‌اند

سرعت گسترش خودروهای برقی یکی دیگر از متغیرهای مهم در پیش‌بینی تقاضای نفت است. آژانس بین‌المللی انرژی در سال ۲۰۲۲ در سناریوی اصلی خود انتظار داشت تقاضای جهانی نفت در اواسط دهه ۲۰۳۰ به اوج برسد. اما تنها یک سال بعد، با توجه به رشد سریع فروش خودروهای برقی، این زمان‌بندی را به پیش از سال ۲۰۳۰ منتقل کرد.

با این حال، واقعیت بازار نشان داده است که افزایش فروش خودروهای برقی الزاماً به همان سرعت باعث کاهش مصرف نفت نمی‌شود.

در نروژ، حدود ۹ خودرو از هر ۱۰ خودروی جدید فروخته‌شده در سال ۲۰۲۴ کاملاً برقی بودند، اما مصرف سوخت جاده‌ای تنها حدود ۱۰ درصد کاهش یافت. دلیل آن نیز تا حدی این است که اتوبوس‌ها و کامیون‌های این کشور همچنان وابستگی زیادی به سوخت دیزل دارند.

در چین نیز بیش از نیمی از خودروهای جدید فروخته‌شده در سال ۲۰۲۴ برقی بودند، اما مصرف بنزین همچنان بالاتر از سطح پیش از سال ۲۰۲۰ باقی مانده است.

این نمونه‌ها نشان می‌دهند که گذار به خودروهای برقی، اگرچه می‌تواند در بلندمدت تقاضای نفت را تغییر دهد، اما لزوماً به معنای کاهش سریع مصرف در تمام بخش‌های حمل‌ونقل نیست.

آژانس بین‌المللی انرژی هم سناریوهای خود را تغییر داده است

پیش‌بینی‌های مربوط به آینده نفت حتی میان کارشناسان و نهادهای معتبر نیز ثابت نمی‌ماند. در سال ۲۰۲۵، آژانس بین‌المللی انرژی دوباره سناریویی را مورد توجه قرار داد که در آن سیاست‌های فعلی بدون تشدید اقدامات اقلیمی در نظر گرفته می‌شود. در این سناریو، تقاضای نفت می‌تواند دست‌کم تا سال ۲۰۵۰ افزایش پیدا کند.

تغییر رویکرد به عواملی مانند افزایش مصرف انرژی مراکز داده و رشد هوش مصنوعی و همچنین اختلاف نظر درباره سرعت گسترش فناوری‌های پاک مربوط می‌شود.

به این ترتیب، حتی درباره اینکه تقاضای جهانی نفت در دهه‌های آینده کاهش خواهد یافت یا افزایش پیدا می‌کند، سناریوهای متفاوتی وجود دارد.

چرا سرمایه‌گذاری نفتی با تأخیر اثر می‌گذارد؟

یکی از مهم‌ترین نکات در بازار انرژی این است که واکنش عرضه به تغییر قیمت‌ها بسیار کند است. اگر امروز قیمت نفت افزایش پیدا کند، شرکت‌ها نمی‌توانند فردا تولید خود را چند میلیون بشکه افزایش دهند. کشف میدان، تأمین مالی، ساخت زیرساخت، حفاری و راه‌اندازی پروژه ممکن است سال‌ها طول بکشد.

به همین دلیل، کاهش سرمایه‌گذاری در سال‌های گذشته می‌تواند سال‌ها بعد خود را به شکل کاهش ظرفیت عرضه نشان دهد.

در بخش نفت و گاز نیز میدان‌های قدیمی به مرور زمان تولید کمتری دارند. بر اساس برآورد مطرح‌شده در این تحلیل، حدود ۹۰ درصد از هزینه‌های اخیر صنعت برای تولید نفت صرف جبران افت تولید میدان‌های موجود شده است، نه ایجاد ظرفیت جدید فراتر از سطح فعلی.

در نتیجه، بازار انرژی بیش از آنکه برای یک جهش ناگهانی در عرضه آماده باشد، برای کاهش تدریجی تولید آماده شده بود.

نمونه گاز طبیعی؛ سرمایه‌گذاری‌هایی که دیر به بازار رسیدند

بازار گاز طبیعی نیز همین مشکل را تجربه کرده است. پس از سقوط قیمت نفت در سال ۲۰۱۴، بسیاری از شرکت‌ها از تأیید پروژه‌های جدید گاز طبیعی مایع‌شده یا LNG خودداری کردند. اما تقاضای گاز، به‌ویژه در چین، همچنان رشد کرد.

در سال ۲۰۱۹ سرمایه‌گذاری جدید در ظرفیت مایع‌سازی گاز طبیعی به شکل قابل توجهی افزایش یافت و حدود ۶۵ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری برای پروژه‌های جدید تعهد شد.

اما ساخت این پروژه‌ها زمان‌بر بود. بنابراین پروژه‌هایی که در سال‌های کاهش سرمایه‌گذاری کنار گذاشته شده بودند، در اوایل دهه ۲۰۲۰ هنوز جایگزین نشده بودند.

وقتی روسیه در سال ۲۰۲۲ صادرات گاز به اروپا را کاهش داد، بازار با کمبود عرضه مواجه شد و قیمت‌ها جهش کردند. این تجربه نشان داد که حتی اگر سرمایه‌گذاری افزایش یابد، چند سال زمان لازم است تا اثر آن در بازار دیده شود.

جنگ و تنگه هرمز معادلات بازار نفت را تغییر داد

هیچ پیش‌بینی اقتصادی نمی‌تواند تمام بحران‌های ژئوپلیتیکی را با دقت پیش‌بینی کند. تنگه هرمز نمونه روشنی از همین مسئله است.

این آبراه یکی از مهم‌ترین مسیرهای انتقال نفت و گاز خاورمیانه به بازارهای جهانی است. بسته‌شدن یا اختلال جدی در عبور کشتی‌ها از این مسیر می‌تواند حتی در شرایطی که منابع نفتی کافی وجود دارد، عرضه قابل دسترس در بازار را کاهش دهد.

در سال ۲۰۲۶ و پس از تشدید درگیری نظامی میان آمریکا، اسرائیل و ایران، بسته‌شدن تنگه هرمز باعث اختلال در جریان انتقال انرژی شد. کشورهایی که ذخایر استراتژیک داشتند، می‌توانستند بخشی از این شوک را جبران کنند، اما ذخایر اضطراری نیز محدود هستند و در صورت استفاده گسترده، باید دوباره پر شوند.

پر کردن دوباره این ذخایر نیز خود به تقاضای بیشتر برای نفت در آینده منجر می‌شود.

چرا قیمت نفت ممکن است حتی بعد از پایان جنگ بالا بماند؟

حتی اگر یک بحران نظامی متوقف شود، بازگشت بازار انرژی به شرایط عادی لزوماً فوری نیست. چاه‌های نفت، پالایشگاه‌ها، پایانه‌های صادراتی و زیرساخت‌های حمل‌ونقل ممکن است آسیب دیده باشند و بازسازی آنها زمان ببرد. از سوی دیگر، شرکت‌ها باید درباره میزان سرمایه‌گذاری جدید تصمیم بگیرند؛ تصمیمی که به پیش‌بینی آنها از آینده تقاضای نفت وابسته است.

سرمایه‌گذاری انجام‌شده در سال ۲۰۲۶ نیز لزوماً در همان سال یا حتی سال بعد، نفت قابل توجهی وارد بازار نمی‌کند. بخش قابل توجهی از ظرفیت جدید ممکن است تا دهه ۲۰۳۰ به بهره‌برداری نرسد.

در همین فاصله، سرمایه‌گذاران باید همزمان چند عامل نامطمئن را ارزیابی کنند؛ از سرعت توسعه انرژی‌های تجدیدپذیر و خودروهای برقی گرفته تا وضعیت اقتصاد جهانی، قیمت نفت و سرنوشت درگیری‌های منطقه‌ای.

قیمت نفت چگونه به زندگی مردم منتقل می‌شود؟

افزایش قیمت نفت تنها به جایگاه‌های سوخت محدود نمی‌شود. نفت و گاز در زنجیره گسترده‌ای از فعالیت‌های اقتصادی نقش دارند. وقتی هزینه انرژی افزایش پیدا می‌کند، هزینه حمل‌ونقل نیز بالا می‌رود و این افزایش می‌تواند در قیمت کالاهای مختلف منعکس شود. تولید کودهای شیمیایی نیز به انرژی وابستگی زیادی دارد؛ بنابراین افزایش قیمت نفت و گاز می‌تواند به افزایش هزینه تولید مواد غذایی منجر شود.

به همین دلیل، شوک بازار انرژی می‌تواند از قیمت بنزین و گازوئیل فراتر برود و روی هزینه حمل‌ونقل، مواد غذایی، کالاهای مصرفی و گرمایش خانه‌ها اثر بگذارد.

بازار نفت در سال‌های اخیر با یک تناقض مهم روبه‌رو شده است. از یک سو، بسیاری از پیش‌بینی‌ها از کاهش تدریجی تقاضا و احتمال مازاد عرضه خبر داده‌اند و همین موضوع سرمایه‌گذاری در برخی پروژه‌های جدید نفت و گاز را محدود کرده است. از سوی دیگر، جنگ و اختلال در مسیرهای انتقال انرژی نشان داده که حتی در صورت وجود منابع کافی، بازار می‌تواند به‌سرعت با کمبود مواجه شود.

تجربه سال‌های گذشته همچنین نشان می‌دهد که پیش‌بینی آینده نفت بسیار دشوار است. فناوری‌هایی مانند خودروهای برقی می‌توانند مصرف نفت را کاهش دهند، اما سرعت این تغییر به عوامل متعددی بستگی دارد. از طرف دیگر، سرمایه‌گذاری در تولید جدید نفت و گاز به زمان طولانی نیاز دارد و نمی‌تواند به سرعت به یک شوک عرضه پاسخ دهد.

برای مصرف‌کنندگان، نتیجه این وضعیت می‌تواند ادامه نوسان و بی‌ثباتی قیمت انرژی باشد. نفتی که امروز در بازار وجود دارد، نتیجه تصمیم‌های سرمایه‌گذاری سال‌های گذشته است؛ همان‌طور که میزان نفت و گازی که در دهه آینده در دسترس خواهد بود، به تصمیم‌هایی بستگی دارد که شرکت‌ها و دولت‌ها همین امروز می‌گیرند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا