چگونه کشورهای جهان در مصرف انرژی صرفهجویی میکنند؟ / بررسی جدیدترین راهکارها + اینفوگرافی

صرفهجویی انرژی در جهان دیگر صرفاً به خاموش کردن چراغهای اضافی یا کاهش استفاده از وسایل برقی محدود نیست؛ بلکه به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری اقتصادی، امنیت انرژی و مقابله با تغییرات اقلیمی تبدیل شده است. در شرایطی که افزایش تقاضای برق، گسترش شهرنشینی و توسعه فناوریهای پرمصرف، فشار مضاعفی بر شبکههای انرژی وارد میکند، کشورهای مختلف به دنبال راهکارهایی هستند که بدون کاهش کیفیت زندگی و فعالیتهای اقتصادی، مصرف انرژی را کنترل کنند.
به گزارش تجارت نیوز، بررسی گزارشهای بینالمللی نشان میدهد که راهبرد جهانی صرفهجویی انرژی بر چند محور اصلی استوار است: افزایش بهرهوری ساختمانها، استفاده از تجهیزات کممصرف، اصلاح فرایندهای صنعتی، توسعه حملونقل کارآمد و اجرای سیاستهای تشویقی و الزامآور برای مدیریت تقاضای انرژی.
بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ آژانس بینالمللی انرژی، بهبود بهرهوری انرژی در جهان در این سال حدود ۱.۸ درصد برآورد شده است؛ رقمی که از نرخ حدود یکدرصدی سال ۲۰۲۴ بیشتر است. با این حال، این پیشرفت همچنان با هدف جهانی تعیینشده برای سال ۲۰۳۰ فاصله دارد. این هدف در کنفرانس اقلیمی COP28 در سال ۲۰۲۳ مطرح شد و بر دوبرابر کردن متوسط نرخ سالانه بهبود بهرهوری انرژی تا پایان این دهه تأکید دارد.
بهرهوری انرژی؛ اولویت جدید دولتها
یکی از مهمترین رویکردهای کشورهای جهان، افزایش بهرهوری انرژی است؛ به این معنا که اقتصادها بتوانند با مصرف انرژی کمتر، همان میزان محصول و خدمات یا حتی مقدار بیشتری تولید کنند.
بر اساس گزارش «بهرهوری انرژی ۲۰۲۵» آژانس بینالمللی انرژی، بیش از ۲۵۰ سیاست جدید یا بهروزرسانیشده در حوزه بهرهوری انرژی طی سال ۲۰۲۵ در کشورهایی اجرا یا تصویب شد که در مجموع ۸۵ درصد تقاضای جهانی انرژی را به خود اختصاص میدهند.
این سیاستها طیف وسیعی از اقدامات، از اصلاح استانداردهای تجهیزات و ساختمانها تا بهبود عملکرد سامانههای گرمایشی و سرمایشی و ارتقای بهرهوری صنایع را شامل میشوند.
اهمیت این رویکرد در آن است که صرفهجویی انرژی صرفاً به کاهش هزینههای خانوار محدود نمیشود؛ بلکه میتواند وابستگی به واردات سوخت، فشار بر شبکه برق و میزان انتشار گازهای گلخانهای را نیز کاهش دهد.
با این حال، آژانس بینالمللی انرژی هشدار میدهد که سرعت پیشرفت فعلی برای دستیابی به اهداف جهانی کافی نیست. افزایش تقاضای انرژی در صنعت و استفاده گسترده از تجهیزات کمبازده، از جمله عواملی هستند که میتوانند دستاوردهای حاصل از صرفهجویی را محدود کنند.
ساختمانهای کممصرف؛ نخستین خط دفاع در برابر اتلاف انرژی
بخش ساختمان یکی از مهمترین حوزههای مداخله برای کاهش مصرف انرژی در جهان است. عایقکاری دیوارها و سقفها، نصب پنجرههای کارآمد، استفاده از سامانههای کنترل هوشمند دما و جایگزینی تجهیزات گرمایشی و سرمایشی قدیمی با فناوریهای پربازده، از جمله اقداماتی هستند که بسیاری از کشورها دنبال میکنند.
بر اساس گزارش وضعیت جهانی ساختمانها و ساختوساز در سالهای ۲۰۲۵–۲۰۲۶ که برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد و ائتلاف جهانی ساختمانها و ساختوساز منتشر کردهاند، ساختمانها و ساختوساز در مجموع حدود ۳۷ درصد از انتشار جهانی دیاکسیدکربن را به خود اختصاص میدهند.
این گزارش همچنین نشان میدهد که شدت مصرف انرژی ساختمانها در سطح جهانی از سال ۲۰۱۵ تاکنون ۸.۵ درصد کاهش یافته است؛ با این حال، سرعت پیشرفت همچنان برای دستیابی به اهداف اقلیمی کافی نیست.
یکی از راهکارهای مهم در این بخش، تدوین و اجرای استانداردهای اجباری مصرف انرژی برای ساختمانهای جدید است. چنین استانداردهایی میتوانند الزامات مشخصی برای عایق حرارتی، پنجرهها، تجهیزات تهویه و مصرف انرژی ساختمان تعیین کنند.
در کنار ساختوساز جدید، نوسازی ساختمانهای موجود نیز اهمیت زیادی دارد. بخش قابلتوجهی از ساختمانهایی که در دهههای آینده مورد استفاده قرار خواهند گرفت، هماکنون ساخته شدهاند؛ بنابراین، بهبود عملکرد انرژی ساختمانهای قدیمی میتواند نقشی تعیینکننده در کاهش مصرف انرژی داشته باشد.
لوازم خانگی کممصرف و مدیریت هوشمند برق
یکی دیگر از مسیرهای صرفهجویی انرژی، جایگزینی تجهیزات پرمصرف با مدلهای پربازده است. یخچال، ماشین لباسشویی، روشنایی، تجهیزات تهویه و بهویژه کولرهای گازی از جمله وسایلی هستند که ارتقای فناوری آنها میتواند مصرف برق خانوارها را کاهش دهد.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش سال ۲۰۲۵ خود تأکید کرده است که بسیاری از وسایل عرضهشده در بازار هنوز به اندازه کارآمدترین مدلهای موجود، بهرهوری ندارند. این فاصله فناوری به معنای آن است که بخشی از ظرفیت بالقوه صرفهجویی انرژی همچنان استفاده نشده است.
برچسبهای انرژی و استانداردهای حداقل بهرهوری، دو ابزار مهم برای کاهش این فاصله به شمار میروند. برچسب انرژی به مصرفکنندگان کمک میکند تا هنگام خرید، میزان مصرف تجهیزات را مقایسه کنند؛ در مقابل، استانداردهای اجباری میتوانند مانع عرضه محصولات بسیار کمبازده شوند.
در حوزه روشنایی نیز استفاده از لامپهای LED بهجای لامپهای قدیمی، یکی از شناختهشدهترین روشهای کاهش مصرف برق است. این لامپها برای تولید مقدار مشابهی از نور، معمولاً انرژی کمتری مصرف میکنند.
مدیریت هوشمند مصرف برق نیز در حال گسترش است. ترموستاتهای هوشمند، سامانههای کنترل روشنایی و تجهیزات متصل به شبکه میتوانند زمان و میزان مصرف را متناسب با نیاز واقعی تنظیم کنند.
با این حال، بهرهمندی از این فناوریها به قیمت اولیه تجهیزات، کیفیت زیرساختها و دسترسی خانوارها به محصولات کارآمد بستگی دارد. به همین دلیل، سیاستهای حمایتی و ارائه تسهیلات برای نوسازی تجهیزات میتوانند در گسترش این راهکارها مؤثر باشند.
کنترل مصرف سرمایش؛ چالش بزرگ در عصر گرمایش زمین
با افزایش دمای هوا و گسترش دسترسی به وسایل سرمایشی، مصرف برق برای خنککردن ساختمانها به یکی از چالشهای مهم شبکههای انرژی تبدیل شده است.
بر اساس گزارش آژانس بینالمللی انرژی، انرژی مصرفی برای سرمایش فضاها از سال ۲۰۰۰ تاکنون سریعترین رشد را در میان مصارف نهایی انرژی ساختمانها داشته و بهطور متوسط بیش از ۴ درصد در سال افزایش یافته است.
این روند نشان میدهد که صرفهجویی در مصرف کولرها و سامانههای تهویه مطبوع، بهویژه در مناطق گرم و پرجمعیت، اهمیت فزایندهای دارد.
یکی از راهکارهای مؤثر، استفاده از کولرهای دارای راندمان بالاتر است. انتخاب ظرفیت متناسب با مساحت ساختمان، سرویس منظم تجهیزات، تنظیم منطقی دمای ترموستات و جلوگیری از ورود گرمای بیرون از طریق درها و پنجرهها نیز میتواند به کاهش مصرف برق کمک کند.
در مقیاس شهری و ساختمانی، سایهاندازی درختان، استفاده از مصالح مناسب، عایقکاری سقف و طراحی سازگار با اقلیم از جمله اقداماتی هستند که نیاز به سرمایش مصنوعی را کاهش میدهند.
سیاستگذاران نیز میتوانند با ارتقای استانداردهای کولرها و حمایت از جایگزینی تجهیزات قدیمی، از افزایش بیرویه تقاضای برق جلوگیری کنند.
اهمیت این موضوع تنها در کاهش قبض برق نیست؛ زیرا رشد تقاضای سرمایش در دورههای اوج گرما میتواند فشار زیادی بر شبکههای برق وارد کند و نیاز به تولید و انتقال برق بیشتر را افزایش دهد.
اروپا؛ پیوند صرفهجویی انرژی با کاهش هزینه خانوارها
در اتحادیه اروپا، بهرهوری انرژی به یکی از ابزارهای کاهش هزینه زندگی و تقویت امنیت انرژی تبدیل شده است.
کمیسیون اروپا در فوریه ۲۰۲۵ برنامه اقدام انرژی مقرونبهصرفه را معرفی کرد که هدف آن کاهش هزینه انرژی برای خانوارها، کسبوکارها و صنایع و افزایش تابآوری نظام انرژی اروپا است.
برآورد کمیسیون اروپا نشان میدهد که این برنامه میتواند در سال ۲۰۲۵ حدود ۴۵ میلیارد یورو صرفهجویی ایجاد کند و میزان صرفهجویی سالانه آن تا سال ۲۰۳۰ به ۱۳۰ میلیارد یورو و تا سال ۲۰۴۰ به ۲۶۰ میلیارد یورو برسد.
این ارقام، برآوردهای اعلامشده برای برنامه هستند و نباید با میزان صرفهجویی تحققیافته اشتباه گرفته شوند.
در سطح اجرایی، بهبود بهرهوری ساختمانها، توسعه فناوریهای کممصرف، گسترش انرژیهای تجدیدپذیر و کمک به تأمین مالی پروژههای کاهش مصرف، از محورهای این رویکرد به شمار میروند.
تجربه اروپا نشان میدهد که سیاست صرفهجویی انرژی زمانی میتواند اثر گستردهتری داشته باشد که از سطح توصیههای فردی فراتر برود و با سرمایهگذاری، مقررات ساختمانی و حمایت از خانوارها و کسبوکارها همراه شود.
آمریکا؛ استانداردهای اجباری برای کاهش مصرف انرژی
در ایالات متحده، استانداردهای بهرهوری انرژی برای لوازم خانگی و تجهیزات تجاری از ابزارهای مهم کاهش مصرف به شمار میروند.
بر اساس برگه اطلاعاتی وزارت انرژی آمریکا که در مارس ۲۰۲۵ منتشر شد، برنامه استانداردهای تجهیزات این کشور بیش از ۷۰ نوع محصول را پوشش میدهد. طبق همین سند، استانداردهای اجراشده از سال ۱۹۸۷ بهتنهایی در سال ۲۰۲۴ حدود ۱۰۵ میلیارد دلار کاهش هزینه قبوض انرژی برای خانوارها و کسبوکارها به همراه داشتهاند.
این رقم، برآورد صرفهجویی سالانه منتسب به استانداردهای اجراشده است، نه میزان صرفهجویی یک خانوار یا نتیجه یک اقدام منفرد.
منطق این سیاست آن است که با تعیین حداقل الزامات بهرهوری، محصولات بسیار پرمصرف بهتدریج از بازار کنار گذاشته شوند و تولیدکنندگان برای توسعه فناوریهای کارآمدتر انگیزه بیشتری پیدا کنند.
در کنار استانداردهای تجهیزات، بهبود عایقکاری ساختمانها، ارتقای سامانههای گرمایشی و سرمایشی و استفاده از فناوریهای جدید نیز از راهکارهای کاهش مصرف انرژی در این کشور هستند.
این تجربه نشان میدهد که سیاستگذاری در سمت عرضه تجهیزات میتواند مکمل توصیههای مربوط به رفتار مصرفکنندگان باشد؛ زیرا حتی خانوارهایی که الگوی مصرف خود را تغییر نمیدهند، ممکن است از کارآمدتر شدن تجهیزات موجود در بازار منتفع شوند.
صنعت؛ صرفهجویی فراتر از خاموش کردن تجهیزات
صنعت از دیگر حوزههای کلیدی در مدیریت مصرف انرژی است. در کارخانهها، بخش مهمی از انرژی صرف راهاندازی موتورها، پمپها، سامانههای هوای فشرده، تولید بخار، گرمایش صنعتی و سایر فرایندهای تولیدی میشود.
بهینهسازی این فرایندها میتواند بدون کاهش تولید، میزان انرژی مورد نیاز برای ساخت محصولات را کاهش دهد.
از جمله روشهای رایج میتوان به استفاده از موتورهای پربازده، نصب درایوهای کنترل دور، شناسایی و رفع نشتی هوای فشرده، بازیابی گرمای تلفشده و بهینهسازی سامانههای بخار اشاره کرد.
برای مثال، در کارخانهای که پمپها یا فنها همواره با حداکثر ظرفیت فعالیت میکنند، نصب تجهیزات کنترل دور میتواند امکان تنظیم عملکرد دستگاه متناسب با نیاز واقعی را فراهم کند. در فرایندهای حرارتی نیز بازیابی گرمای خروجی میتواند بخشی از انرژی تلفشده را برای پیشگرمایش مواد یا آب مورد استفاده قرار دهد.
با وجود این ظرفیتها، گزارش «بهرهوری انرژی ۲۰۲۵» آژانس بینالمللی انرژی نشان میدهد که بهبود شدت انرژی در صنعت طی سالهای اخیر کند شده است. بر اساس این گزارش، رشد تقاضای انرژی صنعتی از سال ۲۰۱۹ به بعد افزایش یافته و متوسط بهبود سالانه شدت انرژی صنعت در این دوره به کمتر از ۰.۵ درصد رسیده است؛ در حالی که این رقم در دهه قبل نزدیک به ۲ درصد بود.
این آمار بر ضرورت سرمایهگذاری در نوسازی تجهیزات، پایش مستمر مصرف و استفاده از ممیزیهای انرژی در واحدهای صنعتی تأکید میکند.
حملونقل؛ کاهش مصرف با تغییر فناوری و شیوه جابهجایی
حملونقل نیز یکی از حوزههایی است که ظرفیت قابلتوجهی برای کاهش مصرف انرژی دارد. خودروهای کممصرف، توسعه وسایل نقلیه برقی، بهبود حملونقل عمومی و افزایش سهم سفرهای پیاده و دوچرخهسواری میتوانند وابستگی جابهجایی شهری به سوخت را کاهش دهند.
در سطح فردی، نگهداری صحیح خودرو، تنظیم باد لاستیکها، پرهیز از شتابگیری و ترمزگیری غیرضروری و انتخاب مسیرهای مناسب میتوانند به کاهش مصرف سوخت کمک کنند.
با این حال، صرفهجویی پایدار در حملونقل تنها با تغییر رفتار رانندگان حاصل نمیشود. کیفیت و دسترسی به حملونقل عمومی، طراحی شهرها، مدیریت ترافیک و فراهمکردن زیرساخت مناسب برای وسایل نقلیه برقی نیز اهمیت دارد.
در شهرهایی که استفاده از مترو، اتوبوسهای کارآمد و مسیرهای ایمن دوچرخهسواری امکانپذیر است، بخشی از سفرهای خودرویی میتواند به روشهای کممصرفتر منتقل شود.
از سوی دیگر، برقیسازی خودروها بهتنهایی معادل حذف کامل مصرف انرژی یا انتشار آلایندهها نیست؛ میزان منافع زیستمحیطی آن به بازده خودروها، نحوه تولید برق و شرایط زیرساخت انرژی نیز بستگی دارد.

آیا صرفهجویی انرژی فقط به رفتار مردم وابسته است؟
اگرچه رفتار مصرفکنندگان اهمیت دارد، تجربه بینالمللی نشان میدهد که نمیتوان مسئولیت صرفهجویی انرژی را صرفاً بر دوش خانوارها گذاشت.
بسیاری از تصمیمهای تعیینکننده، پیش از آنکه مصرفکننده برق یا گاز را استفاده کند، گرفته میشوند؛ از جمله استاندارد ساخت ساختمان، بازده تجهیزات عرضهشده در بازار، کیفیت سامانههای گرمایشی و سرمایشی و میزان بهرهوری فرایندهای صنعتی.
برای مثال، خانواری که در ساختمانی فاقد عایق مناسب زندگی میکند، ممکن است حتی با تنظیم دقیق وسایل گرمایشی و سرمایشی نیز نتواند به اندازه ساکنان یک ساختمان استاندارد در مصرف انرژی صرفهجویی کند.
همچنین، خرید یک وسیله کممصرف ممکن است به دلیل قیمت اولیه بالا برای همه خانوارها امکانپذیر نباشد. به همین دلیل، تسهیلات مالی، مشوقهای جایگزینی تجهیزات فرسوده و مقررات الزامآور میتوانند به گسترش منافع صرفهجویی کمک کنند.
در سطح ملی، اندازهگیری دقیق مصرف، انتشار اطلاعات قابلفهم برای مصرفکنندگان، ممیزی انرژی در صنایع و اجرای استانداردهای روشن، از ابزارهایی هستند که میتوانند اقدامات پراکنده را به برنامهای منسجم تبدیل کنند.
صرفهجویی انرژی به سیاستگذاری بلندمدت نیاز دارد
تجربه کشورهای مختلف نشان میدهد که کاهش مصرف انرژی زمانی به نتایج پایدار منجر میشود که اقدامات فردی با اصلاحات ساختاری همراه شوند. استفاده از لوازم خانگی کممصرف، بهینهسازی سرمایش و گرمایش، عایقکاری ساختمانها و کاهش سفرهای غیرضروری میتوانند در سطح خانوار مؤثر باشند؛ اما تحقق صرفهجویی گستردهتر به استانداردهای کارآمد، نوسازی صنایع، سرمایهگذاری در فناوری و حمایت از مصرفکنندگان نیز نیاز دارد.
گزارشهای بینالمللی در عین ثبت پیشرفتهای اخیر، نشان میدهند که جهان هنوز با سرعت لازم برای دستیابی به اهداف بهرهوری انرژی حرکت نمیکند. رشد تقاضای صنعتی، افزایش مصرف برق برای سرمایش و فاصله میان فناوریهای موجود و تجهیزات مورد استفاده، همچنان از موانع اصلی هستند.
در چنین شرایطی، مهمترین درس تجربه جهانی آن است که صرفهجویی انرژی نباید به مجموعهای از توصیههای مقطعی محدود شود. برنامهریزی بلندمدت، اصلاح استانداردها، تأمین مالی نوسازی و توجه به شرایط اقتصادی خانوارها میتوانند زمینه کاهش پایدار مصرف را فراهم کنند.
در نهایت، موفقیت در مدیریت انرژی به معنای محروم کردن مردم از گرمایش، سرمایش یا خدمات ضروری نیست؛ بلکه هدف آن است که با فناوری بهتر، ساختمانهای کارآمدتر و سیاستگذاری دقیقتر، همان سطح از رفاه و تولید با انرژی کمتری تأمین شود.