ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران چقدر برق تولید میکند؟ + راستیآزمایی آمار سال ۱۴۰۵

در سالهای اخیر، توسعه نیروگاههای خورشیدی و بادی به یکی از محورهای اصلی برنامههای وزارت نیرو برای کاهش ناترازی برق ایران تبدیل شده است. افزایش ظرفیت نصبشده این نیروگاهها در سال ۱۴۰۴ و نیمه نخست سال ۱۴۰۵ نیز نشان میدهد که روند سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر شتاب گرفته است.
به گزارش تجارت نیوز، بااینحال، برای ارزیابی موفقیت این برنامهها، صرف اعلام تعداد نیروگاهها یا ظرفیت نصبشده کافی نیست. پرسش مهمتر این است که نیروگاههای احداثشده در عمل چه میزان برق تولید میکنند، چه مقدار از این برق به شبکه تحویل داده میشود و چه سهمی از تقاضای کشور را پوشش میدهد.
تفاوت میان ظرفیت اسمی و تولید واقعی، بهویژه در نیروگاههای خورشیدی و بادی، اهمیت زیادی دارد. ظرفیت نصبشده نشان میدهد یک نیروگاه در شرایط مناسب تا چه اندازه توان تولید برق دارد، اما تولید واقعی به مدت تابش خورشید، سرعت باد، وضعیت تجهیزات، تعمیرات، محدودیت شبکه و امکان بهرهبرداری وابسته است.
بنابراین، راستیآزمایی آمار نیروگاههای تجدیدپذیر ایران باید همزمان سه شاخص را بررسی کند: ظرفیت نصبشده، میزان برق تولیدشده در یک دوره مشخص و میزان برق خالص تحویلشده به شبکه. بدون تفکیک این سه شاخص، ممکن است تصویری بزرگتر یا کوچکتر از عملکرد واقعی انرژیهای پاک ارائه شود.
ظرفیت نیروگاههای تجدیدپذیر ایران در ۱۴۰۵؛ آمار رسمی چه میگوید؟
بر اساس گزارش خبرگزاری ایسنا در ۲۶ مهر ۱۴۰۵، مجموع ظرفیت نصبشده نیروگاههای تجدیدپذیر ایران به ۶ هزار و ۱۵۱ مگاوات، معادل حدود ۶.۱۵ گیگاوات رسیده است. طبق همین گزارش، از ابتدای اسفند ۱۴۰۴ تا زمان انتشار خبر، حدود ۲ هزار مگاوات به ظرفیت تجدیدپذیر کشور اضافه شده و در شهریور ۱۴۰۵ نیز ۲۵۱ مگاوات ظرفیت جدید وارد مدار شده است.
این ارقام نشاندهنده رشد سریعتر توسعه انرژیهای پاک در مقایسه با سالهای گذشته است. در گزارشهای پیشین، ظرفیت تجدیدپذیر کشور در حدود ۳ هزار مگاوات اعلام شده بود و مقامهای صنعت برق از عبور ظرفیت از مرز ۵ هزار مگاوات در سال ۱۴۰۵ خبر داده بودند.
بااینحال، افزایش ظرفیت بهتنهایی به معنای تحقق همه اهداف توسعه نیست. سازمان انرژیهای تجدیدپذیر و بهرهوری انرژی برق، موسوم به ساتبا، در تابستان ۱۴۰۵ هدف رسیدن ظرفیت به ۷ هزار مگاوات تا پایان شهریور و بیش از ۱۲ هزار مگاوات تا پایان سال را اعلام کرده بود. مقایسه هدف نخست با آمار منتشرشده در ۲۶ مهر نشان میدهد که ظرفیت اعلامشده هنوز حدود ۸۴۹ مگاوات کمتر از هدف ۷ هزار مگاواتی بوده است.
به بیان دیگر، ظرفیت نصبشده تا زمان گزارش به حدود ۸۸ درصد هدف ۷ هزار مگاواتی رسیده بود. این فاصله بهتنهایی به معنی شکست برنامه توسعه نیست، اما نشان میدهد سرعت ساخت، تأمین تجهیزات و اتصال پروژهها به شبکه باید با سرعت اعلام اهداف هماهنگ باشد.
برای رسیدن از ۶ هزار و ۱۵۱ مگاوات به هدف ۱۲ هزار مگاواتی پایان سال نیز باید حدود ۵ هزار و ۸۴۹ مگاوات ظرفیت دیگر اضافه شود. این هدف به تأمین مالی و اجرای سریع پروژهها نیاز دارد و تحقق آن را نمیتوان صرفاً بر مبنای ظرفیت پروژههای در دست ساخت قطعی دانست.
تولید واقعی برق تجدیدپذیر چقدر است؟
بخش مهمتر ماجرا در آمار تولید برق نمایان میشود. طبق گزارش ایسنا، نیروگاههای تجدیدپذیر ایران در سال ۱۴۰۵ تا زمان انتشار این آمار، در مجموع ۴ میلیارد و ۵۴۸ میلیون کیلوواتساعت برق تولید کرده بودند. این رقم معادل ۴.۵۴۸ تراواتساعت است.
همین گزارش نشان میدهد که تولید برق تجدیدپذیر در مرداد ۱۴۰۵ به ۸۴۴ میلیون کیلوواتساعت و در شهریور به رکورد ۹۳۰ میلیون کیلوواتساعت رسید. افزایش تولید در این دو ماه با فصل اوج تابش خورشید و رشد ظرفیت نیروگاههای خورشیدی همزمان بوده است.
برای درک مقیاس این ارقام، میتوان تولید شهریور را به توان متوسط تبدیل کرد. تولید ۹۳۰ میلیون کیلوواتساعت طی یک ماه ۳۰روزه، معادل متوسط تولید حدود ۱.۲۹ گیگاوات برق در تمام ساعات آن ماه است. در مقابل، ظرفیت نصبشده گزارششده در اواخر مهر ۶.۱۵ گیگاوات بوده است.
اگر صرفاً برای مقایسه تقریبی فرض کنیم همین ظرفیت ۶.۱۵ گیگاوات در تمام ساعات شهریور در دسترس بوده، سقف نظری تولید در آن ماه حدود ۴.۴۳ تراواتساعت میشد. تولید گزارششده ۰.۹۳ تراواتساعتی معادل حدود ۲۱ درصد این سقف نظری است.
البته این محاسبه ضریب بهرهبرداری رسمی نیروگاهها نیست؛ ظرفیت نصبشده مربوط به اواخر مهر است و در طول شهریور نیز افزایش پیدا کرده بود. علاوه بر این، نیروگاه خورشیدی در شب برق تولید نمیکند و خروجی نیروگاه بادی نیز به شرایط وزش باد وابسته است. برای محاسبه دقیق ضریب بهرهبرداری باید ظرفیت متوسط در همان دوره، تولید ثبتشده هر نیروگاه و نوع فناوری آن مشخص باشد.
از این منظر، نسبت تولید واقعی به سقف نظری را نباید بهتنهایی نشانه عملکرد ضعیف نیروگاههای تجدیدپذیر دانست. این نسبت بیشتر نشان میدهد که ظرفیت نصبشده، یک عدد لحظهای و حداکثری است و نمیتوان آن را معادل توان تولید مداوم برق در شبانهروز در نظر گرفت.
برق تولیدشده با برق تحویلشده به شبکه چه تفاوتی دارد؟
یکی از ابهامهای مهم در ارزیابی عملکرد نیروگاههای تجدیدپذیر ایران، تفاوت میان برق تولیدشده و برق خالص تحویلشده به شبکه است. این دو شاخص از نظر فنی یکسان نیستند.
برق تولیدشده، میزان انرژی الکتریکی خروجی نیروگاه در یک دوره مشخص است. برق تحویلشده به شبکه، اما باید با اندازهگیری انرژی تزریقشده به شبکه در نقطه اتصال سنجیده شود. مصرف داخلی نیروگاه، توقفهای فنی و محدودیتهای بهرهبرداری میتوانند فاصلهای میان این دو مقدار ایجاد کنند. اگر شبکه به دلایل فنی یا عملیاتی اجازه جذب تمام برق قابلتولید را ندهد، ممکن است بخشی از ظرفیت تولید نیز بلااستفاده بماند.
دادههای عمومی منتشرشده درباره ایران معمولاً ظرفیت نصبشده و تولید برق تجدیدپذیر را اعلام میکنند، اما در گزارش مورد استناد حاضر، رقم مستقل و همدورهای برای برق خالص تحویلشده به شبکه ارائه نشده است. به همین دلیل، نمیتوان تنها با استفاده از آمار ۴.۵۴۸ میلیارد کیلوواتساعت تولید، میزان دقیق برق تزریقشده به شبکه یا مقدار برق ازدسترفته را محاسبه کرد.
آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر، موسوم به ایرنا (IRENA)، نیز در توضیح پایگاه آماری خود تصریح میکند که آمار تولید برق میتواند تولید ناخالص نیروگاهها، تولید واحدهای متصل و غیرمتصل به شبکه و حتی مصرف داخلی بخش انرژی را در بر بگیرد؛ بنابراین این شاخص لزوماً برابر با برق خالص تحویلشده به شبکه نیست.
این تفاوت برای سیاستگذاری اهمیت زیادی دارد. اگر هدف وزارت نیرو کاهش ناترازی برق باشد، باید مشخص شود نهفقط چه ظرفیتی ساخته شده و چه مقدار انرژی تولید شده، بلکه چه میزان برق در ساعتهای مورد نیاز شبکه در دسترس قرار گرفته است.
سهم تجدیدپذیرها از تولید برق ایران هنوز چقدر است؟
یکی از معیارهای مهم برای سنجش اثر توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر، سهم آنها در کل برق تولیدی کشور است. افزایش چند هزار مگاواتی ظرفیت، اگر به رشد متناسب تولید برق منجر نشود، بهسرعت در ترکیب کلی تولید برق کشور نمایان نخواهد شد.
بر اساس دادههای مؤسسه پژوهشی امبر (Ember) که در آوریل ۲۰۲۶ منتشر شده است، در سال ۲۰۲۵ تنها حدود ۰.۵ درصد برق ایران از انرژی خورشیدی و بادی تولید شده بود. سهم مجموع منابع کمکربن، شامل منابعی مانند برقآبی و انرژی هستهای در طبقهبندی این مؤسسه، حدود ۶ درصد بود و سوختهای فسیلی همچنان حدود ۹۴ درصد تولید برق کشور را تأمین میکردند.
این آمار به سال ۲۰۲۵ مربوط است؛ یعنی پیش از افزایش قابلتوجه ظرفیت تجدیدپذیرها در سال ۱۴۰۵. در نتیجه، نمیتوان سهم ۰.۵ درصدی را مستقیماً سهم خورشیدی و بادی در پایان مهر ۱۴۰۵ دانست. اما این داده، خط پایهای برای مقایسه فراهم میکند و نشان میدهد که تا پایان سال ۲۰۲۵، نقش خورشیدی و بادی در سبد تولید برق ایران همچنان محدود بوده است.
برای مقایسه جهانی، گزارش برق جهانی امبر در آوریل ۲۰۲۶ اعلام کرد که منابع تجدیدپذیر در سال ۲۰۲۵ حدود ۳۳.۸ درصد برق جهان را تولید کردهاند؛ سهمی که برای نخستین بار در دوره مدرن از سهم زغالسنگ فراتر رفت. آژانس بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر نیز گزارش داد که ظرفیت نصبشده تجدیدپذیر جهان در پایان سال ۲۰۲۵ به حدود ۵ هزار و ۱۴۹ گیگاوات رسید؛ افزایشی معادل ۶۹۲ گیگاوات در مقایسه با سال قبل.
این مقایسه بهمعنای امکان تکرار مستقیم عملکرد جهانی در ایران نیست؛ زیرا ساختار شبکه، ترکیب منابع انرژی و میزان سرمایهگذاری کشورها متفاوت است. بااینحال، نشان میدهد که توسعه ظرفیت زمانی بیشترین اثر را بر نظام برق میگذارد که در کنار احداث نیروگاه، امکان جذب تولید و عرضه مستمر برق نیز فراهم باشد.
چرا ظرفیت نصبشده همیشه به تولید مورد انتظار نمیرسد؟
عوامل متعددی تعیین میکنند که ظرفیت اسمی نیروگاه تا چه اندازه به تولید واقعی تبدیل شود. نخستین عامل، ماهیت منابع خورشیدی و بادی است. نیروگاه خورشیدی در شب تولید ندارد و خروجی آن در روزهای ابری، فصلهای مختلف و شرایط دمایی متفاوت تغییر میکند. تولید نیروگاه بادی نیز به سرعت و پایداری باد وابسته است.
دومین عامل، وضعیت فنی نیروگاه است. پنلهای خورشیدی، اینورترها، تجهیزات حفاظتی و سایر اجزا باید بهدرستی نصب و نگهداری شوند. توقف تجهیزات، تعمیرات یا تأخیر در بهرهبرداری کامل میتواند موجب شود بخشی از ظرفیت اسمی در عمل در دسترس نباشد.
عامل سوم، امکان اتصال به شبکه و انتقال برق است. حتی اگر نیروگاه در محل خود توان تولید برق داشته باشد، بدون پست برق، خطوط انتقال و ظرفیت مناسب شبکه نمیتواند تمام توان خود را به شبکه تزریق کند. در برخی شرایط نیز محدودیتهای فنی شبکه یا عدم تطابق تولید با تقاضا، بهرهبردار را ناچار به کاهش تولید میکند.
آژانس بینالمللی انرژی در گزارش «برق ۲۰۲۶» اعلام کرده است که بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ گیگاوات پروژه تولید برق، ذخیرهسازی و مصرف بزرگ در سراسر جهان در صف اتصال به شبکه قرار داشتهاند. این گزارش تأکید میکند که توسعه شبکه انتقال و توزیع در بسیاری از کشورها از سرعت افزایش پروژههای تولید برق عقب مانده است.
این آمار مربوط به کل جهان است و نباید آن را بهعنوان حجم پروژههای معطلمانده در ایران تعبیر کرد. بااینحال، نشان میدهد که مسئله اتصال به شبکه یکی از چالشهای عمومی توسعه سریع انرژیهای تجدیدپذیر است و ساخت نیروگاه بدون سرمایهگذاری همزمان در شبکه، میتواند مانع تبدیل ظرفیت نصبشده به برق قابلاستفاده شود.
تأمین تجهیزات؛ گلوگاه دیگر توسعه انرژی پاک در ایران
در ایران، محدودیتهای تأمین تجهیزات نیز از موانع مهم اجرای پروژههای خورشیدی به شمار میرود. گزارش خبرگزاری تسنیم در ۱۸ مهر ۱۴۰۵، به نقل از رئیس ساتبا، تأخیر در واردات پنلهای خورشیدی را یکی از مهمترین موانع توسعه نیروگاههای خورشیدی معرفی کرد.
بر اساس این گزارش، شرایط حملونقل و تأمین تجهیزات باعث شده است اجرای بخشی از برنامههای توسعهای با تأخیر مواجه شود. هنگامی که پنلها یا سایر تجهیزات در زمان مقرر به محل پروژه نرسند، نصب و راهاندازی نیروگاه به تعویق میافتد و ظرفیت پیشبینیشده در تاریخ مورد انتظار وارد مدار نمیشود.
این مشکل فقط بر تعداد مگاواتهای نصبشده اثر نمیگذارد. تأخیر در راهاندازی میتواند زمان درآمدزایی سرمایهگذار را عقب بیندازد، هزینه تأمین مالی پروژه را افزایش دهد و برنامه عرضه برق به شبکه را مختل کند. در نتیجه، حتی پروژهای که از نظر فنی آماده یا از نظر مالی تأمین شده باشد، ممکن است تا زمان تکمیل زنجیره تأمین به تولید برق نرسد.
در کنار تأمین پنل، دسترسی به اینورتر، ترانسفورماتور، تجهیزات حفاظت، قطعات یدکی و خدمات فنی نیز اهمیت دارد. راهکار کاهش این ریسک، تنها افزایش خرید تجهیزات نیست؛ بلکه ایجاد زنجیره تأمین قابل اتکا، تنوعبخشی به تأمینکنندگان، توسعه خدمات پس از فروش و برنامهریزی دقیقتر برای واردات و حملونقل است.
آیا ساخت نیروگاه بیشتر بهتنهایی ناترازی برق را کاهش میدهد؟
توسعه ظرفیت تجدیدپذیرها میتواند در کاهش فشار بر نیروگاههای حرارتی و تأمین برق ساعات روز مؤثر باشد. این موضوع بهویژه در تابستان اهمیت دارد؛ زیرا تولید نیروگاههای خورشیدی معمولاً در ساعاتی افزایش مییابد که مصرف برق برای سرمایش نیز بالاست.
بااینحال، تولید خورشیدی پس از غروب کاهش پیدا میکند؛ درحالیکه تقاضای برق ممکن است همچنان بالا بماند. بنابراین افزایش ظرفیت خورشیدی، بدون برنامهریزی برای تأمین برق در ساعات کمتابش، پاسخ کاملی برای همه ابعاد ناترازی شبکه نیست.
در چنین شرایطی، تقویت خطوط و پستهای انتقال، توسعه ذخیرهسازهای انرژی، مدیریت مصرف، بهبود قابلیت انعطاف نیروگاههای موجود و هماهنگکردن زمان تولید با تقاضا اهمیت پیدا میکند. ذخیرهسازها میتوانند بخشی از برق مازاد ساعات آفتابی را برای ساعات بعد نگه دارند؛ هرچند هزینه سرمایهگذاری، بازده چرخه شارژ و تخلیه و عمر تجهیزات باید در محاسبات اقتصادی لحاظ شود.
گزارش آژانس بینالمللی انرژی در سال ۲۰۲۶ نیز بر اهمیت توسعه شبکه و انعطافپذیری تأکید میکند. به این ترتیب، ارزیابی سیاست توسعه تجدیدپذیرها باید از شمارش مگاواتهای احداثشده فراتر برود و اثر آنها بر تولید واقعی، اوج مصرف و قابلیت اطمینان شبکه را بسنجد.
چگونه میتوان عملکرد واقعی نیروگاههای تجدیدپذیر را دقیقتر سنجید؟
برای راستیآزمایی دقیق آمار نیروگاهها، انتشار منظم مجموعهای از شاخصهای همدوره ضروری است. ظرفیت نصبشده باید از ظرفیت در حال ساخت و ظرفیت آماده اتصال تفکیک شود. تولید ماهانه هر فناوری نیز باید بهصورت جداگانه منتشر شود تا بتوان عملکرد خورشیدی، بادی و سایر منابع را مقایسه کرد.
همچنین لازم است میزان برق خالص تزریقشده به شبکه از تولید ناخالص جدا شود. اگر بخشی از تولید به علت محدودیت شبکه کاهش یافته یا تجهیزات برای مدتی از مدار خارج بودهاند، انتشار آمار آن میتواند نشان دهد فاصله میان ظرفیت و تولید از چه عواملی ناشی شده است.
در کنار این اطلاعات، انتشار ضریب بهرهبرداری بر مبنای ظرفیت متوسط دوره، میزان توقف اضطراری، حجم کاهش تولید اجباری و زمان متوسط اتصال پروژههای جدید به شبکه، امکان مقایسه دقیقتری را فراهم میکند. چنین اطلاعاتی به سرمایهگذاران نیز کمک میکند تا بازده واقعی پروژهها را بهتر برآورد کنند.
در حال حاضر، آمار عمومی مورد استناد این گزارش برای نتیجهگیری قطعی درباره مقدار برق ازدسترفته یا درصد ظرفیت بلااستفاده کافی نیست. بنابراین هر ادعایی درباره «هدررفتن» مقدار مشخصی از ظرفیت تجدیدپذیرها باید به دادههای ساعتی تولید و اتصال نیروگاهها متکی باشد، نه صرفاً مقایسه دو عدد ظرفیت و تولید کل.
فاصله ظرفیت نصبشده تا تولید واقعی را چگونه باید تفسیر کرد؟
آمارهای مهر ۱۴۰۵ نشان میدهد ظرفیت نصبشده نیروگاههای تجدیدپذیر ایران به ۶ هزار و ۱۵۱ مگاوات رسیده و تولید برق این نیروگاهها از ابتدای سال تا زمان گزارش به ۴.۵۴۸ میلیارد کیلوواتساعت افزایش یافته است. تولید ۹۳۰ میلیون کیلوواتساعتی شهریور نیز رکورد تازهای در آمار ماهانه گزارششده بود. این روند از توسعه قابلتوجه انرژیهای پاک حکایت دارد، اما بهتنهایی برای ارزیابی کامل عملکرد شبکه کافی نیست.
مقایسه ظرفیت با تولید نشان میدهد که ظرفیت نامی را نباید با توان پیوسته قابلدسترس برابر دانست. بخشی از تفاوت طبیعی است و به شرایط تابش و باد بازمیگردد؛ بخشی دیگر ممکن است به تأخیر در تأمین تجهیزات، توقف فنی، محدودیت اتصال یا ظرفیت انتقال مربوط باشد. بدون انتشار آمار مستقل برق خالص تحویلشده به شبکه و اطلاعات کاهش تولید، سهم دقیق هر عامل مشخص نمیشود.
از سوی دیگر، هدف ۷ هزار مگاواتی پایان شهریور هنوز در آمار منتشرشده تا ۲۶ مهر محقق نشده بود و رسیدن به هدف ۱۲ هزار مگاواتی پایان سال به ادامه شتاب پروژهها نیاز دارد. بنابراین معیار موفقیت نباید فقط تعداد نیروگاههای افتتاحشده باشد. آنچه اهمیت دارد، تبدیل ظرفیت ساختهشده به برق قابلاتکا، در زمان و مکانی است که شبکه به آن نیاز دارد.
توسعه انرژیهای تجدیدپذیر زمانی بیشترین بازده اقتصادی را خواهد داشت که احداث نیروگاه، تأمین تجهیزات، اتصال به شبکه، توسعه ذخیرهسازی و مدیریت تقاضا همزمان پیش بروند. در چنین شرایطی، افزایش ظرفیت نه فقط در آمارهای رسمی، بلکه در کاهش کمبود برق و افزایش سهم واقعی انرژی پاک در سبد تولید کشور نیز دیده خواهد شد.





