پیام نشست تهران؛ ناتوی اسلامی تشکیل می‌شود؟ | رمزگشایی از معمای میانجی‌گری پاکستان

نشست مقام‌های ایران، ترکیه، عربستان و پاکستان در تهران با محسن رضایی و عباس عراقچی شب گذشته در شرایطی برگزار شد که چشم‌انداز مذاکرات ایران و آمریکا تیره و احتمال تشدید تنش‌ها همچنان مطرح است.

به گزارش اقتصاد‌آنلاین، در این باره محسن روحی‌صفت، دیپلمات پیشین ایران داین نشست را نشانه‌ای از تغییر موازنه قدرت در منطقه و تلاش کشور‌های مهم غرب آسیا برای ایفای نقش بیشتر در تعیین سرنوشت منطقه می‌داند.

او با تأکید بر دشواری دستیابی به تفاهم، معتقد است شکل‌گیری یک سازوکار امنیتی منطقه‌ای به گفت‌و‌گو‌های مستمر نیاز دارد و پاکستان نیز در میانجیگری میان تهران و واشنگتن، به دنبال تأمین منافع ملی و افزایش جایگاه بین‌المللی خود است.

در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*آقای روحی‌صفت؛ به عقیده شما حضور مقام‌‌های امنیتی عضو پیمان مکه در تهران با چه هدفی انجام شده است؟ آیا این نشست نشانه ناامیدی از میانجیگری‌های قبلی و تلاش برای شکل دادن به یک ائتلاف منطقه‌ای با هدف جلوگیری از جنگ است؟

قبلا سوال این بود که آیا امکان پیوستن ایران به پیمان مکه وجود دارد یا نه. من پاسخ داده بودم که بله، این احتمال وجود دارد، اما به هر حال شرایط خاص خودش را می‌طلبد.

منطقه دچار تحولاتی شده و این تحولات ناشی از تغییر موازنه قدرت‌ها در منطقه است. در گذشته، پیش از آنکه آمریکا و اسرائیل به ایران حمله کنند، طرح و نقشه آنها این بود که اسرائیل به‌عنوان قدرت اول منطقه مطرح شود. سال‌ها روی این موضوع کار کرده بودند که اسرائیل تنها قدرت منطقه باشد. شاید بر همین اساس هم به دنبال آن بودند که خاورمیانه را ترک کنند و این منطقه را به اسرائیل بسپارند تا بتوانند فعالیت بیشتری در دریای چین جنوبی و آن منطقه داشته باشند.

اما با توجه به ناکام ماندن آمریکا و اسرائیل در حمله به ایران، به نظر می‌رسد موازنه قوا در منطقه بیش از گذشته در حال تغییر است. این تغییرات حتی پیش از آنکه در سطح جهانی نمود پیدا کنند، در سطح منطقه خودشان را نشان می‌دهند؛ هرچند موازنه قدرت در سطح جهان نیز در حال تغییر است.

کشور‌های قدرتمند منطقه، مانند عربستان، ایران، پاکستان و ترکیه به دنبال آن هستند که نقش بیشتری در سرنوشت منطقه ایفا کنند. اگر در گذشته برخی از این کشور‌ها تصور می‌کردند که می‌توانند به‌تنهایی امور خود را پیش ببرند و توسعه پیدا کنند، بدون آنکه مانع پیشرفت ایران شوند، اکنون این باور نیز نقش بر آب شده است.

توسعه منطقه بدون مشارکت همه کشورها ممکن نیست

اگر قرار است پیشرفت و توسعه‌ای در منطقه اتفاق بیفتد، این پیشرفت و توسعه باید شامل همه کشور‌ها باشد. نمی‌توان کشوری را کنار گذاشت و انتظار داشت دیگران به اهداف خود برسند. از این جهت، کشور‌های مهم منطقه، از جمله همین چهار کشور و چند کشور دیگر، حتماً باید در این فرایند حضور داشته باشند.

این تفکر در ایران سابقه زیادی دارد. از دوران آقای ظریف، این موضوع مطرح بود و پس از آن نیز پیمان یا ابتکار هرمز را مطرح کردیم؛ بر این مبنا که همه کشور‌های منطقه باید در یک مشارکت جمعی، امنیت و پیشرفت اقتصادی را پیش ببرند.

اما کشور‌های دیگر، با پشتوانه آمریکا و اسرائیل، چنین باوری داشتند که می‌توانند بدون ایران این کار را انجام دهند. در نهایت، هزینه زیادی بابت این رویکرد پرداخت کردند و مردم ایران نیز هزینه زیادی متحمل شدند.

امیدواریم به این باور رسیده باشند که نمی‌توان در یک شیشه نشست و شاهد مشکلات دیگران بود، درحالی‌که خودشان به پیشرفت برسند. در عمل، چیز زیادی از این رویکرد بیرون نیامده است.

*در بیانیه این نشست صرفاً به ادامه گفت‌و‌گو‌ها اشاره شده است. به نظر شما، آنچه پشت پرده این نشست میان مقام‌های ارشد نظامی و امنیتی ایران و کشور‌های منطقه مطرح شده، چقدر می‌تواند از وقوع دوباره جنگ جلوگیری کند؟ آیا اساساً چنین هدفی دنبال می‌شده است؟

من فکر می‌کنم نباید انتظار زودی از نتایج چنین ابتکاری داشته باشیم. نخست اینکه رسیدن به یک تفاهم آسان نیست و بسیار دشوار است؛ زیرا مشکلاتی که در منطقه وجود داشته، مشکلات درازمدت و طولانی‌مدتی بوده است. بنابراین، حل آنها به راه‌حلی درازمدت نیاز دارد.

نباید برای مردم انتظار بسیار سریعی از نتایج این گفت‌و‌گو‌ها ایجاد کنیم. این موضوعی زمان‌بر است و ممکن است چندین سال گفت‌و‌گو، مذاکره، تبادل نظر، رفت‌وآمد و برگزاری کنفرانس در پیش باشد تا در نهایت، پس از چند سال، کشور‌ها بتوانند به اهدافی که دنبال می‌کنند، برسند. بنابراین، نخستین پیش‌فرض این است که نباید انتظار داشته باشیم خیلی زود به نتیجه برسیم.

دوم اینکه این صحنه، صحنه‌ای نیست که تنها یک گروه از بازیگران در آن فعال باشند. بازیگران دیگری هم حضور دارند. برخی از آنها معاند و دشمن هستند و حتماً با اقداماتی تلاش می‌کنند برای نتایج چنین فرایندی مانع ایجاد کنند تا این روند به هدف خود نرسد. منظورم آمریکا و اسرائیل است.

کشورها به سمت سازوکار امنیتی منطقه‌ای حرکت کرده‌اند | ممکن است ایران عضو پیمان مکه شود | پاکستان به میانجی‌گری بین ایران و آمریکا ادامه می‌دهد | موزانه قدرت در منطقه تغییر کرده است

در کنار اینها، کشور‌هایی مانند امارات نیز وجود دارند که در زمره رقبا قرار می‌گیرند. این رقبا هم به دنبال آن هستند که خودشان همواره محور باشند و با پشتوانه قدرت‌های دیگر نقش‌آفرینی کنند.

در طول زمان باید این کشور‌ها را به سطحی از تفکر و تعقل برسانیم که به این نتیجه برسند منافعشان در این است که در یک سازوکار منطقه‌ای، بدون اتکا به قدرت‌های خارجی، منافع بیشتری تأمین کنند؛ نه اینکه بخواهند به‌صورت تک‌محوری و با پشتوانه قدرت خارجی، برای خودشان نقشی مستقل تعریف کنند. امارات و بحرین هم از جمله کشور‌هایی هستند که در این زمینه باید به چنین نتیجه‌ای برسند.

به همین دلیل است که می‌گویم کار آسانی نیست و دشواری‌های زیادی دارد. آنچه اکنون مطرح شده، صرفاً در حد یک هم‌اندیشی بوده است؛ نوعی برداشت مشترک از یک موضوع. این برداشت مشترک نیاز به چکش‌کاری و حلاجی دارد تا به یک سامانه و سازوکار مشخص برسد.

کشورهای منطقه مقابل اسرائیل کوتاه نمی‌آیند

از این جهت، به نظر من کار دشواری در پیش است؛ اما اگر کشور‌ها به این تفکرات پایبند باشند و امنیت منطقه را در اولویت قرار دهند، در نهایت می‌توانند به نتیجه برسند.

نکته دیگر این است که کشور‌های منطقه به این موضوع رسیده‌اند که اگر کوتاه بیایند، اسرائیل اجازه نخواهد داد آرامش در منطقه برقرار بماند. اسرائیل به دنبال قدرت‌نمایی و تبدیل شدن به تنها بازیگر قدرتمند منطقه است.

ممکن است برخی کشور‌ها زودتر به این باور رسیده باشند، اما برای گروهی دیگر، رسیدن به چنین باوری دشوارتر است. بنابراین، باید صبر کرد تا این برداشت مشترک شکل بگیرد و به نتیجه برسد.

ملت‌های منطقه تا حدود زیادی با این تفکر همراه هستند، اما گروه‌های ذی‌نفعی وجود دارند که ممکن است درباره همزیستی منطقه‌ای دیدگاه متفاوتی داشته باشند. این گروه‌های ذی‌نفع نیز باید طرز فکر خود را تغییر دهند.

محرک اصلی کشورها در میانجیگری‌های بین‌المللی

*نکته دیگر درباره پاکستان است. این کشور به هر حال روابط نزدیکی با آمریکا دارد، اما هم‌زمان میانجی ایران و آمریکا نیز بوده است. آیا این وضعیت به معنای ایفای یک نقش دوگانه از سوی پاکستان نیست؛ از یک طرف، مشارکت در مناسبات منطقه‌ای و از طرف دیگر، حفظ روابط نزدیک با آمریکا و پیگیری میانجیگری؟

وقتی کشور‌ها اقداماتی انجام می‌دهند، این اقدامات در راستای منافع خودشان نیز قرار دارد. آنها در هر زمینه‌ای منافع ملی خود را دنبال می‌کنند. بنابراین، اگر هدفی مانند میانجیگری را دنبال می‌کنند، باید منافعی هم از این میانجیگری برای خودشان داشته باشند.

پاکستان از زمان تأسیسش، سال‌ها درگیر جنگ با هند بوده و سرمایه زیادی را در درگیری‌هایی که با هند داشته، از دست داده است. هیچ راه‌حل نظامی‌ هم برای مسئله مناقشه کشمیر یا اختلاف میان هند و پاکستان وجود ندارد. تنها راه این است که دو کشور به یک مصالحه برسند.

اما پیش از رسیدن به مصالحه، لازم است تنش میان هند و پاکستان تا حدودی متوقف و تثبیت شود تا زمینه برای شکل‌گیری یک گفت‌وگوی جامع فراهم شود.

در طول سال‌های گذشته، این دو کشور چندین بار وارد گفت‌و‌گو شده‌اند اما این گفت‌و‌گو‌ها در نهایت به نتیجه نرسیده است. در زمان نواز شریف نیز دیپلماسی رفت‌وآمد و گفت‌و‌گو برقرار شد. پس از آن، رؤسای جمهور و نخست‌وزیران مختلف پاکستان هم درگیر این موضوع شدند، اما در نهایت موفقیتی حاصل نشد و جنگ‌ها دوباره از سر گرفته شدند.

پاکستان برای اینکه بتواند تا حدودی از مناقشه با هند فاصله بگیرد، باید خود را وارد بازی خاورمیانه کند. در واقع، به جای اینکه نقش آن صرفاً در جنوب آسیا باشد، نقش آن در غرب آسیا نیز نمود بیشتری پیدا کند.

این کار دو فایده برای پاکستان دارد؛ از یک طرف، می‌تواند برای افکار عمومی داخل کشور توجیهی ایجاد کند تا توجه کمتری به موضوع هند معطوف شود و از طرف دیگر، می‌تواند منافعی در این زمینه کسب کند که آثار اقتصادی برای این کشور داشته باشد.

به نظر من، پاکستان در نقشی که اکنون ایفا می‌کند، هم منافع ملی خود را دنبال می‌کند، هم به دنبال کسب اعتبار بین‌المللی است و هم می‌خواهد برای خود مشروعیت مردمی ایجاد کند تا بتواند بر ناکامی‌های داخلی، به‌ویژه در حوزه اقتصادی، غلبه کند.

*پس با این تفاسیر، می‌توان گفت پاکستان همچنان به میانجیگری میان ایران و آمریکا ادامه خواهد داد؟

درست است. سیاست پاکستان همواره این بوده که نسبت به دیگر بازیگران یک مزیت نسبی برای خود ایجاد کند و از این مزیت بهره ببرد. این کشور تلاش می‌کند نقشی ایفا کند که از طریق آن بتواند منافع اقتصادی، سیاسی و بین‌المللی و همچنین اعتبار و پرستیژ خود را افزایش دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا