جنگ اقتصادی آغاز شده؛ بازار زیر ضربه «انتظارات تورمی»

جیب نیوز- در شرایط خطیر بهار ۱۴۰۵ و پس از عبور اقتصاد ایران از التهابات فیزیکی جنگ، اکنون کشور در وضعیت پیچیده «نه جنگ و نه صلح» و یک آتش بس ناپایدار با تکانه‌های شدید ارزی و پیامدهای اقتصادی محاصره دریایی دست‌وپنجه نرم می‌کند. در این مقطع حساس که مدیریت انتظارات تورمی فراتر از یک مبحث اقتصادی، به حیاتی‌ترین جبهه برای حفظ ثبات همه‌جانبه کشور تبدیل شده است، برای واکاوی دقیق‌تر این شرایط به سراغ «فرشاد پرویزیان»، اقتصاددان و استاد دانشگاه رفتیم تا تحلیل وی را از این تغییر فازِ بحران و راهکارهای عملیاتی عبور از آن جویا شویم.

در بخش نخست این گفتگو، پرویزیان با تاکید بر یک «تغییر پارادایم» اساسی، هشدار داد که میدان نبردِ امروز از عرصه نظامی و سخت‌افزاری به جنگِ تمام‌عیار «انتظارات تورمی و روانی» منتقل شده است؛ میدانی که دشمن در آن به جای موشک، با القای انتظارات منفی و دامن زدن به شایعات، اقتصاد و روان جامعه را هدف قرار می‌دهد.

وی با اشاره به پیامدهای توقف تولید در برخی صنایع زیرساختی و هم‌زمان شکل‌گیری بحران‌های کاذبِ ناشی از فقدان مدیریت اطلاعات (نظیر شایعه کمبود شیشه)، تنها راهکارِ مقابله با این کارزار پیچیده را شفافیت سیاست‌گذاران، صداقت با مردم، پرهیز از چندصداییِ مخرب و بیداریِ رسانه‌ها برای مدیریت هوشمندانهِ افکار عمومی عنوان کرد.

فرشاد پرویزیان در ادامه و در بخش دوم از این گفتگو، بر اهمیت حیاتیِ مدیریت «احساس کمبود» تاکید می‌کند؛ پدیده‌ای روانی که با ایجاد تقاضای کاذب و احتکار خانگی، ضربه‌ای به مراتب ویرانگرتر از کمبود واقعی کالا به اقتصاد وارد می‌سازد.

وی راهکار عبور از این شرایط را علاوه بر هدایت ظرفیت‌های صادراتی به سمت بازار داخل، پذیرش بی‌قیدوشرط الزامات «اقتصاد جنگی» می‌داند و معتقد است سیاست‌گذار باید با بهره‌گیری از تجربیات موفق گذشته در زمینه مدیریت روان‌شناختیِ مصرف‌کننده در صورت نیاز به سهمیه‌بندی، جیره‌بندی و نظارت مستمر بر قیمت‌ها، التهابات بازار را مهار کند.

این اقتصاددان همچنین برای خنثی‌سازی تبعات محاصره دریایی، دیپلماسی تهاتر و استفاده جسورانه از ظرفیت‌های مرزی کشورهای همسایه را کلیدی می‌داند.

وی با اشاره به قدرت رسانه و عملیات روانی در همسو کردن مردم با سیاست‌های کلان، تاکید دارد که همان‌گونه که در عرصه میدانی از نمادهایی چون «موشک صورتی» برای اتحاد جامعه استفاده شد، اکنون نیز ساختار اجرایی باید با شفافیت، صداقت و پیش‌بینیِ به‌موقعِ گلوگاه‌های تامین کالا، تمام توان خود را معطوف به خلق «انتظارات صورتی» و آرامش‌بخشی به اقتصاد کند.

در ادامه، مشروح بخش دوم این مصاحبه خواندنی ارائه شده است؛ جایی که این استاد دانشگاه با واکاوی مثال‌های تاریخی از جنگ جهانی دوم تا دوران دفاع مقدس و همچنین بررسی ملموس چرخه تامین کالاهای اساسی، ابعاد عملیاتی این تغییر پارادایم را تشریح کرده و نشان می‌دهد که چگونه پیروزی در جنگ اقتصادیِ امروز، در گرو تسخیر روان جامعه و ورود متخصصان ارتباطات به میدان نبرد انتظارات تورمی است.

خطر «احساس کمبود» فراتر از کمبود فیزیکی کالا / نقش ممنوعیت صادرات در آرامش بازار

در شرایطی که آسیب‌های وارده به صنایع پایه‌ای همچون پتروشیمی و فولاد، نگرانی‌هایی را درباره تامین نیازهای داخلی و کاهش درآمدهای ارزی ایجاد کرده است، فرشاد پرویزیان بر این باور است که پیش از تمرکز بر کمبودهای فیزیکی، باید «احساس کمبود» در جامعه به درستی مدیریت شود.

وی با تاکید بر اینکه تبعات مخرب احساس کمبود به مراتب ویرانگرتر از کمبود واقعی کالا در بازار است، تصریح کرد که در شرایط ملتهب فعلی، این انتظارات منفی است که بیشترین ضربه را بر پیکره اقتصاد وارد می‌کند.

این اقتصاددان با تشریح رفتار هیجانی بازار در زمان بحران، توضیح داد که شکل‌گیری احساس کمبود، منجر به ایجاد تقاضای کاذب و هجوم نقدینگی می‌شود؛ به گونه‌ای که مصرف‌کننده‌ای با نیاز محدود (مثلاً یک عدد روغن)، اقدام به خریدهای مازاد و احتکار خانگی می‌کند و همین امر، کمبود فیزیکی کالا را به شکلی مضاعف در بازار نمایان می‌سازد. از دیدگاه او، اولویت قطعی سیاست‌گذار باید مهار این التهاب روانی و سپس برنامه‌ریزی برای رفع کمبودهای واقعی باشد.

پرویزیان در ادامه به یکی از اقدامات مثبت اخیر در راستای کنترل انتظارات تورمی اشاره کرد و افزود: تصمیم مبنی بر ممنوعیت موقت صادرات فرآورده‌های پتروشیمی و فولادی و هدایت این ظرفیت عظیم به سمت تامین نیازهای داخلی، گامی کاملاً اصولی بود که متأسفانه در رسانه‌ها ضریب کافی نگرفت.

وی خاطرنشان کرد که برای افکار عمومی، آگاهی از جزئیات فنی و نوع فرآورده‌های تخصیص‌یافته چندان موضوعیت ندارد؛ بلکه صرفِ مخابره این پیام که محصولات مازاد اکنون در خدمت بازار داخل هستند، به تنهایی می‌تواند آتش تب انتظارات را خاموش کند.

این استاد دانشگاه نگرانی‌ها پیرامون بن‌بست در تامین کالا را رد کرد و با اشاره به گستردگی مرزهای جغرافیایی ایران با همسایگانی نظیر پاکستان، ترکیه و همچنین ظرفیت تجار افغانستانی، یادآور شد که واردات کالا از این مسیرها کاملاً در دسترس است و مدیریت این فرآیند، حتی با وجود احتمال افزایش جزئی هزینه‌ها، برای ساختار اجرایی کشور کار دشواری نخواهد بود.

دیپلماسی تهاتر و ظرفیت‌های مرزی؛ پاتکی به محاصره دریایی

در شرایطی که محاصره دریایی و محدودیت‌های ارزی، تامین منابع را به چالشی جدی بدل کرده است، پرویزیان راهکار عبور از این گلوگاه را در تغییر استراتژی‌های تجاری و بهره‌گیری هوشمندانه از دیپلماسی اقتصادی می‌داند.

وی با اشاره به تحولات ژئوپلیتیک انرژی در منطقه، از جمله طرح انتقال نفت از مسیر بصره به جیحان که عملاً وابستگی جهان به تنگه هرمز را کاهش می‌دهد، نسبت به غفلت از این تحرکات و تقویت پنهان رقبای اقتصادی هشدار داد و بر لزوم اتخاذ سیاست‌های مبتکرانه تاکید کرد.

این اقتصاددان، «هنر تجارت» را کلیدواژه موفقیت در برهه کنونی خواند و پیشنهاد داد: دولت باید با استفاده از سیاست‌های تشویقی جسورانه، ساختار تحریم‌ها را دور بزند. به عنوان نمونه، می‌توان با ارائه مشوق‌هایی نظیر گاز رایگان به تجار، از آن‌ها خواست تا در ازای فروش آن در بازارهای هدف، کالاهای اساسی مورد نیاز کشور را تامین کنند.

وی با تاکید بر عطش تجار منطقه‌ای، به‌ویژه بازرگانان ترکیه و افغانستان برای فعالیت‌های اقتصادی، یادآور شد که مرزهای گسترده با کشورهای همسایه، ظرفیت عظیمی است که می‌تواند نیازهای کشور را بدون وابستگی مستقیم به ساختارهای رسمی ارزی مرتفع سازد.

بازگشت به ادبیات اقتصاد جنگی؛ از جیره‌بندی تا مدیریت روانی

پرویزیان در بخش دیگری از صحبت‌های خود، تامین مواد اولیه مورد نیاز صنایع را از طریق شرکای تجاری نظیر روسیه، بلاروس و ترکیه کاملاً امکان‌پذیر دانست.

با این حال، وی تصریح کرد که در صورت ممنوعیت صادرات اقلام تولید داخل و اختصاص آن به رفع نیازهای کشور، بخش عمده‌ای از فشارهای ارزی برای تامین این دست کالاها اساساً موضوعیت خود را از دست خواهد داد.

این استاد دانشگاه، عبور موفق از این بحران را نیازمند پذیرش بی‌قید و شرط الزامات «اقتصاد جنگی» دانست و تاکید کرد: نسخه مدیریت در شرایط جنگی کاملاً شفاف و آزمون‌پذیر است؛ جیره‌بندی، سهمیه‌بندی، قیمت‌گذاری دستوری و اعمال نظارت و کنترل دقیق بر بازار، ارکان این مدل مدیریتی را تشکیل می‌دهند.

وی برای تبیین بهتر این رویکرد، به بازخوانی تجربیات موفق دوران دفاع مقدس پرداخت و ضمن یادآوری توزیع کوپنی اقلامی نظیر «پنیر دانمارکی» که بعضی به آنها پنیر گچی می‌گفتند، برای تامین نیاز هفتگی خانوارها، به یک نمونه جالب از «مدیریت روانی کمبودها» اشاره کرد و گفت: در آن مقطع، با اقداماتی به ظاهر ساده اما موثر از نظر روان‌شناختی، مانند تغییر رنگ شامپوهای سهمیه‌ای تخم‌مرغی به رنگ صورتی، نوعی تنوع و دلخوشی کوچک برای مصرف‌کننده ایجاد می‌شد. همین ابتکارات سبب می‌شد تا جامعه به جای تمرکز بر کمبود کالا، با سهمیه ماهانه خود مدارا کند.

پرویزیان در پایان تاکید کرد که این تجربیات، واقعیتی انکارناپذیر از توانمندی ساختار اجرایی کشور در مدیریت انتظارات تورمی و تاب‌آوری اقتصادی است که امروز نیز قابلیت تکرار و اجرا دارد.

از «موشک صورتی» تا «انتظارات صورتی»؛ هنر همسو کردن افکار عمومی با سیاست‌های کلان

فرشاد پرویزیان در ادامه تبیین راهکارهای عملیات روانی در دوران بحران، با اشاره به نمادسازی‌های اخیر در فضای اجتماعی، اقداماتی نظیر استفاده از المان‌های «جیپ و موشک صورتی» را گامی مثبت و هوشمندانه ارزیابی کرد.

با این حال، وی تاکید دارد که این رویکرد نمادین باید اکنون به پهنه اقتصاد نیز تسری یابد و در کنار اقدامات حماسی، به خلق «انتظارات صورتی» و تلطیف فضای روانی بازار منجر شود.

این اقتصاددان برای تشریح قدرت رسانه در درگیر کردن ذهن جامعه با اهداف حاکمیتی، به بازخوانی یک تجربه تاریخی از تکنیک‌های یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات و اطلاع‌رسانی آلمان نازی در دوران جنگ جهانی دوم پرداخت و گفت: در اواخر جنگ که سایه یاس بر جامعه آلمان سنگینی می‌کرد، گوبلز با طرح این ادعا که ارتش برای ساخت بمب با کمبود شدید نیترات مواجه است، از مردم خواست تا شوره‌های سفیدرنگ نقش‌بسته بر دیوارهای آجری و سفالی را جمع‌آوری کرده و به دفاتر حزب تحویل دهند. مردم نیز هر روز صبح با آب‌پاشی دیوارها و سابیدن شوره‌ها، سهم کوچک خود را جمع‌آوری می‌کردند تا با تحویل آن در پیروزی جنگ نقشی داشته باشند.

وی با بیان اینکه این اقدام یک عملیات روانیِ تمام‌عیار بود، افزود: بعدها که از گوبلز درباره بی‌تأثیر بودن این شوره‌ها و عدم وجود بحران نیترات سوال شد، وی پاسخ داد که دغدغه من اصلاً جمع‌آوری شوره نبود؛ بلکه هدف اصلی، درگیر کردن روان مردم و همراه ساختن انتظارات جامعه با سیاست‌های جنگی سیستم بود.

به باور این استاد دانشگاه، خلق نمادهایی نظیر «موشک و جیپ صورتی» در شرایط کنونی نیز دقیقاً از جنس همان کارکرد رسانه‌ای است که توانسته به شکلی زیبا، مردم را با جریان کلی کشور همراه سازد.

پرویزیان همچنین بر لزوم امتداد این خطِ مشیِ رسانه‌ای در جبهه اقتصاد تاکید ورزید و خاطرنشان کرد: امروز نیازمند آن هستیم که متخصصان حوزه ارتباطات با همراهی اقتصاددان‌ها وارد میدانِ مدیریت انتظارات تورمی شوند. در این کارزار، استراتژی کلیدی، صداقت با افکار عمومی است. باید با شفافیت و صراحت با مردم گفت‌وگو کرد و به آن‌ها اطمینان داد که اگرچه کمبودهایی در بازار حس می‌شود، اما کالاها همچنان موجود است و چرخه تامین نیازهای اساسی، هرگز متوقف نخواهد شد.

چرخه زنده تولید و تدبیر برای بحران‌های نهفته در مسیر تامین کالا

فرشاد پرویزیان برای ترسیم دقیق‌تر وضعیت فعلی بازار و تفاوت کالاهای مصرفی با اقلام قابل احتکار، به یک مثال عینی و ملموس از شبکه تولید کشور اشاره می‌کند.

وی با تاکید بر تداوم کارکرد شبکه‌های تولید و توزیع مویرگی گفت: کالاهایی نظیر شیر و بطور کلی لبنیات، لاستیک خودرو نیستند که تولیدکننده بتواند آن‌ها را ماه‌ها در انبار نگه دارد. چرخه تولید لبنیات، چرخه‌ای روزانه و زنده است و در تمام این مدت ملتهب، هیچ‌کس شاهد نایاب شدن اقلامی چون ماست و پنیر در فروشگاه‌ها نبوده است؛ چرا که تولیدکننده هر روز مشغول کار است.

این اقتصاددان با پذیرش این واقعیت که در شرایط اقتصاد جنگی باید با محدودیت‌ها واقع‌بینانه برخورد کرد، افزود: اگر در مقطعی ناچار به مدیریت مصرف می‌شویم و مثلا بجای ماست با ۴ درصد چربی ماست با چربی ۲ درصد استفاده می‌کنیم یا تنوع کالاها محدود می‌شود، باید این واقعیت را بپذیریم و با آن مدارا کنیم؛ اما نباید فراموش کرد که جریان اصلی تامین متوقف نشده است.

با این حال، پرویزیان نسبت به پیامدهای محاصره دریایی در ماه‌های آینده هشدار داد و با ذکر مثال بازار طیور تصریح کرد: شاید امروز مرغ به وفور در دسترس باشد، اما باید یادآور شد که تامین دان و نهاده‌های دامی وابستگی مستقیمی به واردات با کشتی دارد. مدیران باید پیش‌دستی کنند و پیش از آنکه دو ماه دیگر با بحران کمبود مرغ مواجه شویم، مسیرهای جایگزین زمینی را فعال کنند. حتی اگر ناچار شویم این نهاده‌ها را با هزینه حمل بالاتر از کشوری نظیر افغانستان وارد کنیم و اندکی ماشین چاپ پول دولت به کار بیفتد، باز هم گردش چرخ‌های اقتصاد کشور و وفور کالا به این هزینه‌های جانبی ارجحیت دارد.

تغییر میدان نبرد؛ مردم در شرایط فعلی اقتصاد چه می خواهند؟

بخش پایانی صحبت‌های این استاد دانشگاه، به یک هشدار صریح و راهبردی درباره تغییر ماهیت جنگ و لزوم بیداری بدنه اجرایی کشور اختصاص داشت.

پرویزیان با اشاره به خسارات ناشی از فشارهای اقتصادی دشمن بیان کرد: فارغ از اینکه چشم‌انتظار نتایج تحرکات دیپلماتیک و سفرهای سیاسی به کشورهایی نظیر پاکستان باشیم، باید بپذیریم که توپ اکنون در زمین اقتصادی ماست. دشمن رسماً اعلام کرده است که ما بر اثر محاصره دریایی روزانه ۵۰۰ میلیون دلار متضرر می‌شویم؛ این یعنی ماهیت تقابل، کاملاً به یک جنگ تمام‌عیار اقتصادی تبدیل شده است.

وی در جمع‌بندی نهایی این گفت‌وگو، با یادآوری مجدد قدرت نمادسازی در افکار عمومی، رسالت خطیر مدیران و تصمیم‌گیران کلان را در مقطع کنونی چنین تبیین کرد: همان‌طور که توانستیم با نمادهای حماسی چون «جیپ و موشک صورتی»، جامعه را در عرصه میدانی همراه کنیم، اکنون زمان آن فرا رسیده است که این رویکرد را به میدان اقتصاد کشانده و تمام تمرکز سیستم اجرایی کشور، معطوف به خلقِ «انتظارات صورتی» باشد. مدیران باید هرچه سریع‌تر و با تمام قوا به داستان مدیریت انتظارات تورمی ورود کنند، چرا که پیروزی در این نبرد، در گرو تسخیر روان و انتظارات جامعه است.

منبع: خبرگزاری مهر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا