تاثیر مصرف بیرویه بنزین بر صادرات فرآوردههای نفتی؛ ارز سوخت نیست

به گزارش مهر، مصرف بیرویه بنزین یکی از مهم ترین گره های اقتصاد انرژی در ایران است. موضوع فقط افزایش ترافیک و آلودگی نیست. وقتی بنزین بیش از اندازه مصرف می شود زنجیره ای از پیامدها شکل می گیرد که در نهایت صادرات فرآورده های نفتی را کاهش می دهد و درآمد ارزی را محدود می کند. برای رسانه های عمومی مهم است که این رابطه به زبان ساده توضیح داده شود. چون در نگاه اول ممکن است تصور شود کشوری که نفت دارد همیشه می تواند هر قدر خواست صادر کند. اما واقعیت این است که ظرفیت پالایش تولید و لجستیک محدود است و الگوی مصرف داخلی می تواند مسیر صادرات را تغییر دهد.
اولین نکته این است که صادرات فرآورده های نفتی با صادرات نفت خام فرق دارد. فرآورده یعنی محصول پالایشگاه مثل بنزین گازوییل سوخت جت نفت کوره و ال پی جی. این محصولات ارزش افزوده دارند و در بازارهای منطقه ای با رقابت شدید معامله می شوند. وقتی کشوری بتواند بخشی از تولید پالایشگاهی خود را صادر کند هم ارزآوری می کند و هم به نوعی در زنجیره انرژی منطقه نقش پایدارتر می گیرد. اما شرط اصلی این است که بعد از تامین نیاز داخل مازاد کافی باقی بماند. مصرف بی رویه دقیقا همین مازاد را می خورد.
مکانیزم اثرگذاری ساده است. پالایشگاه ها در یک بازه زمانی مشخص مقدار معینی خوراک دریافت می کنند و به مقدار معینی فرآورده تولید می کنند. اگر مصرف بنزین در داخل بالا برود دولت و شرکت های مسئول ناچار می شوند سهم بیشتری از تولید را به بازار داخل اختصاص دهند. نتیجه این می شود که حجم صادرات برخی فرآورده ها کم می شود. حتی اگر هدف صادرات گازوییل یا سایر محصولات باشد باز هم بالا رفتن مصرف بنزین می تواند ترکیب تولید و برنامه ریزی پالایش را تحت فشار قرار دهد. چون پالایشگاه نمی تواند هر روز ترکیب محصولات را بدون محدودیت تغییر دهد. محدودیت های فنی و اقتصادی وجود دارد. در نتیجه مصرف بالای بنزین ممکن است باعث شود پالایشگاه ها به سمت بیشینه سازی تولید بنزین حرکت کنند و از تولید فرآورده های صادراتی که حاشیه سود بالاتری دارند فاصله بگیرند.
یکی از اثرهای مهم مصرف بی رویه بنزین افزایش ریسک واردات است. اگر مصرف از تولید جلو بزند کشور یا باید ذخایر را کاهش دهد یا واردات انجام دهد یا محدودیت مصرف اعمال کند. هر سه گزینه روی صادرات اثر می گذارد. کاهش ذخایر امنیت انرژی را پایین می آورد و دست کشور را در مدیریت بازار منطقه ای می بندد. واردات به معنی خروج ارز و کاهش جذابیت صادرات است چون بخشی از ظرفیت ارزی به جای توسعه صادرات صرف تامین کسری می شود. محدودیت مصرف هم اگر دیر و ناگهانی انجام شود هزینه اجتماعی و اقتصادی دارد و اعتماد عمومی را کم می کند.
از زاویه مالی نیز مصرف بی رویه بنزین یک هزینه پنهان اما سنگین دارد. در بسیاری از کشورها قیمت بنزین به گونه ای تنظیم می شود که مصرف کننده سیگنال واقعی هزینه را دریافت کند. وقتی قیمت داخلی پایین تر از هزینه تمام شده یا پایین تر از قیمت منطقه ای باشد تقاضا بیشتر می شود. این تفاوت قیمت عملا به شکل یارانه پنهان ظاهر می شود. یارانه پنهان یعنی منابعی که می توانست صرف توسعه زیرساخت پالایش حمل و نقل عمومی یا بهبود کیفیت سوخت شود اما به شکل مصرف بیشتر از حد لازم می سوزد. این منابع از طریق بودجه یا از طریق فرصت صادرات از دست می رود. یعنی کشور هم بنزین را ارزان می فروشد و هم صادراتی را که می توانست ارز بیاورد از دست می دهد.
کاهش مازاد صادراتی و تغییر ترکیب تولید در پالایشگاه ها
وقتی مصرف داخلی بنزین بالا می رود اولویت تامین بازار داخل به صورت طبیعی بر صادرات می چربد. این یک اصل در سیاست انرژی است چون کمبود سوخت در داخل بلافاصله به حمل و نقل تولید و زندگی روزمره ضربه می زند. بنابراین حتی اگر در ظاهر ظرفیت پالایش ثابت بماند سهم صادرات کاهش پیدا می کند. این کاهش فقط در حجم نیست. در ترکیب هم هست. چون پالایشگاه ها مجبور می شوند با تنظیمات عملیاتی و برنامه تعمیرات به سمت تولید بیشتر بنزین بروند. این تصمیم می تواند تولید محصولاتی مثل گازوییل یا سوخت جت را هم متاثر کند. اگرچه در عمل امکان افزایش شدید یک محصول محدود است اما همین فشار باعث می شود انعطاف برنامه صادرات کم شود.
در بازار صادراتی ثبات تامین بسیار مهم است. خریداران منطقه ای به تامین کننده ای اعتماد می کنند که بتواند حجم مشخص و زمان بندی مشخص را تحویل دهد. وقتی مصرف داخلی نوسان دارد یا رشد می کند صادرکننده ناچار می شود قراردادها را کوتاه تر کند یا تخفیف بدهد یا به تعهدات کمتر تن دهد. این وضعیت به مرور سهم بازار را کاهش می دهد و رقبا جایگزین می شوند. پس مصرف بی رویه فقط صادرات همان سال را کم نمی کند. می تواند اعتبار تجاری را هم تضعیف کند و بازگشت به بازار را سخت تر کند.
یک اثر دیگر مربوط به کیفیت و استاندارد است. اگر فشار تامین داخلی بالا باشد ممکن است اولویت سرمایه گذاری در ارتقای کیفیت برخی خطوط تولید کمتر شود چون منابع مالی صرف تامین فوری بازار داخل می گردد. در بازار صادراتی اما استانداردها سخت گیرانه تر است و کیفیت پایین تر به معنی محدود شدن مقاصد صادراتی است. بنابراین مصرف بی رویه به شکل غیرمستقیم می تواند مسیر ارتقای کیفیت فرآورده ها را کند کند و صادرات را محدودتر سازد.
افزایش فشار ارزی و بودجه ای و تضعیف سرمایه گذاری در ظرفیت پالایش
صادرات فرآورده ها یک منبع ارز است. وقتی صادرات کاهش پیدا می کند ارزآوری کمتر می شود. همزمان اگر کشور به واردات نزدیک شود یا مجبور به واردات شود خروج ارز رخ می دهد. این ترکیب بدترین حالت است. یعنی درآمد ارزی کمتر و هزینه ارزی بیشتر. نتیجه آن فشار روی بازار ارز و بودجه است. در چنین شرایطی دولت برای جبران ممکن است از منابع دیگر هزینه کند یا بدهی ایجاد کند یا سرمایه گذاری های توسعه ای را عقب بیندازد.
توسعه صادرات فرآورده ها نیازمند سرمایه گذاری مداوم است. پالایشگاه ها باید نوسازی شوند واحدهای بهبود کیفیت ساخته شود و پروژه های افزایش بهره وری اجرا شود. همچنین باید زیرساخت ذخیره سازی و پایانه های صادراتی تقویت شود. اگر مصرف داخلی بنزین سریع تر از افزایش ظرفیت رشد کند منابع مالی به جای توسعه صادرات صرف تامین داخلی می شود. این یک چرخه معیوب ایجاد می کند. مصرف بالا صادرات را کم می کند. صادرات کمتر منابع را کم می کند. منابع کمتر سرمایه گذاری را کاهش می دهد. سرمایه گذاری کمتر رشد ظرفیت را کند می کند. و دوباره کسری محتمل تر می شود.
در کنار این موضوع هزینه فرصت هم مهم است. هر لیتر بنزینی که بیش از نیاز واقعی مصرف می شود می تواند به شکل دیگری ارزش ایجاد کند. یا می تواند جایگزین سوخت های آلاینده تر شود یا می تواند بخشی از خوراک واحدهای پتروشیمی باشد یا می تواند زمینه صادرات فرآورده های دیگر را فراهم کند. اما وقتی به مصرف روزمره و کم بازده تبدیل می شود ارزش افزوده پایین می آید.
راهکارهای عملی برای کنترل مصرف و حفظ صادرات پایدار
کنترل مصرف به معنی فشار ناگهانی به مردم نیست. سیاست موثر باید ترکیبی و تدریجی باشد و همزمان گزینه جایگزین ارائه دهد. مهم ترین محور اصلاح قیمت و هدفمندسازی است. اگر قیمت به شکل پلکانی طراحی شود مصرف پایه با نرخ مناسب تامین می شود و مصرف بالا با نرخ بالاتر محاسبه می شود. این روش به عدالت نزدیک تر است چون مصرف کنندگان کم مصرف کمتر آسیب می بینند و پرمصرف ها سیگنال واقعی تر دریافت می کنند. برای رسانه عمومی مهم است تاکید شود که هدف اصلی کاهش اسراف و حفظ منابع کشور است نه صرفا افزایش درآمد.
محور دوم بهبود بهره وری ناوگان است. بخش بزرگی از مصرف بنزین از خودروهای کم بازده و فرسوده می آید. اسقاط هدفمند خودروهای فرسوده استاندارد سخت گیرانه مصرف سوخت و توسعه خودروهای هیبریدی و برقی در مسیر درست قرار دارد. حتی اصلاحات کوچک مثل معاینه فنی واقعی و کنترل کیفیت قطعات و تایر می تواند مصرف را کاهش دهد. کاهش چند درصدی مصرف در مقیاس ملی یعنی آزاد شدن حجم قابل توجهی برای صادرات یا برای کاهش واردات.
محور سوم توسعه حمل و نقل عمومی و مدیریت تقاضای سفر است. وقتی مترو اتوبوس و خطوط حومه ای قابل اعتماد و در دسترس باشد مردم کمتر به خودروی شخصی وابسته می شوند. مدیریت پارکینگ عوارض تردد در مناطق پرترافیک و زمان بندی هوشمند مدارس و ادارات هم می تواند بدون فشار مستقیم روی قیمت بخشی از مصرف را کم کند. این سیاست ها اگر با اطلاع رسانی شفاف اجرا شوند پذیرش اجتماعی بیشتری دارند.
محور چهارم مقابله با قاچاق سوخت است. اختلاف قیمت داخلی و مرزی انگیزه قاچاق ایجاد می کند و عملا بخشی از مصرف ثبت شده یا مصرف واقعی به بیرون از شبکه رسمی می رود. کنترل هوشمند توزیع پایش حمل و نقل سوخت و شفافیت زنجیره می تواند اتلاف را کاهش دهد. کاهش قاچاق به معنی افزایش سوخت در دسترس و کاهش فشار بر پالایش و صادرات است.
در نهایت باید به یک پیام روشن رسید. صادرات فرآورده های نفتی فقط به ظرفیت پالایش وابسته نیست. به الگوی مصرف داخلی هم وابسته است. هر چه مصرف بنزین بی رویه تر باشد مازاد صادراتی کمتر می شود درآمد ارزی کاهش می یابد و فشار برای واردات یا هزینه بودجه ای بیشتر می شود. در مقابل هر سیاستی که مصرف را منطقی کند حتی در حد چند درصد می تواند مسیر صادرات را پایدارتر کند و منابع لازم برای نوسازی پالایشگاه ها و ارتقای کیفیت را فراهم کند. نتیجه این چرخه مثبت هم برای اقتصاد ملی مفید است و هم برای مردم چون به ثبات انرژی کاهش آلودگی و کاهش فشار تورمی ناشی از کسری ارزی کمک می کند.





