بحران بنزین و لزوم تنوع بخشی به سبد سوخت

به گزارش مهر، مصرف و تولید سوخت‌های مایع به‌ویژه بنزین، یکی از حساس‌ترین بخش‌های زیرساخت انرژی هر کشور است. هرگونه اختلال در تولید، واردات، توزیع یا مصرف بنزین می‌تواند آثار اقتصادی، اجتماعی، امنیتی و زیست‌محیطی گسترده‌ای به‌دنبال داشته باشد. سابق بر این، با افزایش تعداد خودروها، رشد سفرهای شهری، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل و فشار بر پالایشگاه‌ها، مسئله ناترازی عرضه و تقاضای سوخت به یک چالش جدی تبدیل شده بود و این روزها بواسطه جنگ تحمیلی سوم و آسیب های دشمن به زیرساخت های انرژی، این چالش قدیمی در حال تبدیل شدن به یک ابر چالش است؛ تا جایی که برای جلوگیری از عواقب خسارت بار پیش رو نیازمند علاج قبل از واقعه ایم تا بتوان با اقدامات پیش دستانه تا جایی که امکان پذیر است زهر خسارت های احتمالی را گرفت.

در چنین شرایطی، اتکا به بنزین به‌عنوان سوخت اصلی حمل‌ونقل، آسیب‌پذیری کشور را افزایش می‌دهد. بنابراین، لازم است سیاست‌هایی برای کاهش مصرف بنزین، تنوع‌بخشی به سبد سوخت، افزایش سهم CNG، و اصلاح الگوی مصرف اجرا شود.

مشکل بنزین صرفاً یک موضوع فنی نیست، بلکه یک «ابرچالش» است که از چند زاویه قابل بررسی است. پالایشگاه‌های کشور اغلب با حداکثر ظرفیت کار می‌کنند. هرگونه وقفه فنی، تعمیرات اساسی یا تحریم در تأمین قطعات حساس پالایشی، بلافاصله چرخه تولید را دچار وقفه می‌کند. از طرف دیگر میانگین مصرف سوخت در خودروهای داخلی نسبت به استانداردهای جهانی (مثل اروپا یا حتی کشورهای همسایه) بسیار بالاتر است. موتورهای قدیمی با بازدهی حرارتی پایین، بخش بزرگی از بنزین را هدر می‌دهند.همچنین، تولید بی‌وقفه خودرو بدون خروج خودروهای فرسوده، باعث شده تعداد خودروها با ظرفیت شبکه معابر و سوخت‌رسانی همخوانی نداشته باشد. اختلاف فاحش قیمت بنزین در داخل با قیمت‌های جهانی و کشورهای همسایه نیز، نه‌تنها باعث قاچاق می‌شود، بلکه انگیزه برای صرفه‌جویی را از بین برده است.

در چنین شرایطی، مدیریت سهمیه‌بندی سوخت به عنوان اولین راهبرد و پیشنهاد مطرم می شود تا چرخه مصرف را به سمت اصلاح مدل مصرف هدایت کند. یکی از انتقاداتی که می توان به نحوه سهمیه بندی وارد دانست، سنتی و غیر دقیق بودن آن است. در رویکرد واقع گرایانه تر، سهمیه‌بندی می تواند بر مبنای پیمایش صورت بگیرد. در این راهکار، به جای اختصاص سهمیه ثابت به کارت سوخت، سهمیه باید بر اساس میزان پیمایش واقعی خودرو اختصاص یابد. به نظر می رسد این کار عدالت‌محورتر باشد و در نگاه کلی تر، مانع از فروش غیرقانونی بنزین شود.

شناور کردن سهمیه خودروها در زمان های اوج مصرف را نیز می توان به عنوان یک راهکار دیگر مورد تحلیل و بررسی قرار داد. راهکار تکمیلی دیگر هم می تواند تفاوت قیمت برای مازاد مصرف سوخت باشد که به شکلی در حال حاضر از طریق سهمیه بندی فعلی در حال اجرا است. عبور از سهمیه می تواند بر مبنای نرخ قیمت تمام‌شده برای دولت محاسبه شود تا فشار اقتصادیِ وارداتِ احتمالیِ بنزین روی دوش مصرف‌کنندگان بی‌رویه، مانع از استفاده غیرمعقول از سوخت شود.

فارغ از راهکارهای سهمیه ای پیشنهاد شده، می توان راهکار اجباری کردن دوگانه سوز شدن خودروها را اجرایی کرد. شاید بیان این مطلب تکراری به نظر برسد اما تکرار این واقعیت اجتناب ناپذیر است و حتی ضروری به نظر می رسد که ایران دارای یکی از بزرگترین شبکه‌های گازرسانی جهان است. این یک مزیت ژئوپلیتیک است که باید از آن در حمل‌ونقل استفاده کرد. در این راهکار، دولت باید در کوتاه ترین بازه زمانی موجود، تولید تمامی خودروهای سواری داخلی را منوط به تکنولوژی دوگانه‌سوز پایه کند.

راهکار بسیار مهم دیگر که نباید مغفول بماند، این است که بسیاری از جایگاه‌های CNG به دلیل قدیمی بودن تجهیزات، با کندی در سوخت‌رسانی مواجه‌اند و دولت باید با ارائه تسهیلات، جایگاه‌داران را به ارتقای کمپرسورها و افزایش تعداد نازل‌ها تشویق کند. همچنین، اجرای طرح‌های تبدیل رایگان برای تاکسی‌ها و وانت‌بارهای برون‌شهری، تأثیر فوری بر کاهش مصرف بنزین خواهد داشت.

الگوبرداری از یک روش موفق نیز می تواند وضعیت موجود را تا حد قابل توجهی مدیریت کند. برای نمونه، در شرایط اضطراری مانند جنگ ۱۲ روزه و جنگ تحمیلی سوم، دولت‌ها لازم است از سیاست‌های تنبیهی به سمت سیاست‌های تشویقیِ حداکثری بروند. در شرایطی که پالایشگاه‌ها با اختلال مواجه می‌شوند، ارائه CNG رایگان یا با قیمت بسیار کم باعث می‌شود تقاضا به‌سرعت از بنزین به گاز تغییر جهت دهد. برای اجرای این سیاست، دولت باید اولویت‌بندی مصرف گاز را تغییر دهد؛ یعنی در زمان بحران، اولویت تأمین گاز با جایگاه‌های سوخت باشد تا ناوگان حمل‌ونقل عمومی و شخصی از حرکت نایستد. در بسیاری از کشورها، وقتی قیمت یک سوختِ جایگزین بسیار پایین نگه داشته می‌شود، رفتار مصرف‌کننده به‌طور داوطلبانه تغییر می‌کند و این پایدارترین روش برای تغییر الگوی مصرف است.

نوسازی ناوگان و حمل‌ونقل عمومی، راهکار تکمیلی در مدیرت بحران پیش رو باید مورد توجه قرار گیرد. اگر مردم در شهرهای بزرگ به سیستم حمل‌ونقل عمومیِ سریع، ارزان و در دسترس دسترسی داشته باشند، استفاده از خودروی شخصی به شدت کاهش می‌یابد. جایگزینی اتوبوس‌های دیزلی فرسوده با اتوبوس‌های برقی یا پایه گازسوز نیز، علاوه بر کاهش مصرف بنزین و گازوئیل، به حل معضل آلودگی هوا هم کمک می‌کند. در این اقدامات پیوسته پیشنهادی، توسعه مترو یک پروژه ملی کاهش مصرف سوخت خواهد بود و هر واگن مترو می‌تواند جایگزین صدها خودروی شخصی در اتوبان‌ها شود.

یکی از بدیهی ترین برداشت ها از شرایط موجود این است که، مدیریت ناترازی سوخت از طریق سرکوب تقاضا و فقط با گران کردن یا سهمیه‌بندی نتیجه‌بخش نخواهد بود و صرفاً نارضایتی ایجاد می‌کند. در این شرایط، کلید موفقیت در جایگزینی سوخت است. با تبدیل CNG به سوخت دومِ و حتی گاهی اولِ کشور، ما نه‌تنها در برابر اختلالات تولید بنزین مصون می‌شویم، بلکه از یک دارایی ملی (گاز) به جای یک کالای استراتژیکِ پرهزینه (بنزین) استفاده بهتر و بهینه تری کرده‌ایم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا