واکاوی تریتا پارسی از استراتژی چندلایه آمریکا علیه ایران / از پشت پا زدن به تفاهم اسلامآباد تا حمله به لارک؛ ترامپ به دنبال چیست؟

تریتا پارسی، بنیانگذاران و نایبرئیس اجرایی موسسه کوئینسی با انتشار یادداشتی در وبگاه ریسپانسیبل استیت کرفت مدعی شد، علیرغم هیاهوها پیرامون تحریمهای جدید دونالد ترامپ و حتی حملات آمریکا به جزیره لارک ایران که تنها چند ساعت پیش انجام شد، شواهد بسیاری نشان میدهد که ترامپ در پی تشدید چشمگیر فشار بر ایران نیست. به ادعای پارسی بر اساس گزارشهایی که روز یکشنبه منتشر شد، ارتش آمریکا برای جلوگیری از مینگذاری ادعایی جدید تهران در تنگه هرمز، به سامانههای پرتاب ایران در جزیره لارک حمله کرده. این نخستین حمله برجسته و قابل تامل آمریکا به ایران از زمان اعلام آتشبس توسط ترامپ در ماه ژوئیه محسوب میشود. جزئیات بیشتری درباره این حمله در دست نیست.
هدف ترامپ از اعمال تحریم های جدید
به گزارش تجارت نیوز، پارسی در ادامه آورد: در همین حال، «موسسه مالی بزرگ» مورد اشاره اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، که قرار بود به دلیل تعامل با ایران هدف تحریم قرار گیرد، در نهایت چیزی جز دومین بانک بزرگ مصر، یعنی بانک مصر، از آب درنیامد. اگرچه بانک مصر در میان بانکهای بزرگ منطقه قرار دارد، اما در مقایسه با غولهای چند تریلیون دلاری نظام مالی جهان، بازیگری کوچک محسوب میشود.
بنابراین جای تعجب نیست که در میانه کنش تحریمی اخیر ترامپ، بیش از آنکه «قدرت ضربه» وجود داشته باشد، «نمایش قدرت» دیده میشود. البته این بدان معنا نیست که جنگ اقتصادی بسنت به مردم عادی ایران آسیب نمیزند یا فشار بیشتری بر اقتصاد ایران وارد نمیکند؛ قطعا چنین خواهد شد. اما شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد این فشارها میتواند تهران را به تسلیم در برابر ترامپ وادار کند؛ حتی این احتمال وجود دارد که تحریمها برای وارد کردن آسیب حداکثری طراحی نشده باشند، هرچند لحن ترامپ خلاف این را القا میکند.
نه جنگ و نه صلح
بنیان گذار موسسه کوئینسی در ادامه آورد: به نظر میرسد ترامپ درگیر قمار متفاوتی است: حفظ سطحی محدود و کنترلشده از تنش تا انتخابات میاندورهای، بدون آنکه به توافق دیپلماتیک دست یابد و بدون آنکه اجازه دهد وضعیت به یک رویارویی تمامعیار تبدیل شود. هدف، ایجاد دورهای از آرامش نسبی است که در آن ایران از صدر اخبار کنار برود و در آستانه انتخابات، ارتباط میان افزایش تورم و قیمت بنزین از یک سو و تصمیم ترامپ برای ورود به این بحران از سوی دیگر، کمرنگ شود.
تحریمهای موسوم به «D-Day» به ایجاد این تصور کمک میکنند که آمریکا دست بالا را دارد و همزمان فشار بر ایران را افزایش میدهند. افزایش تردد کشتیها در تنگه هرمز نیز باعث شده حفظ وضعیت موجود برای تهران هزینهبرتر از واشنگتن باشد؛ اما این فشار هنوز آنقدر شدید نیست که ایران را به واکنش متقابل فوری وادار کند. به باور پارسی در واقع، آنچه در جریان است نوعی فشار تدریجی و فرسایشی است که هدف آن تضمین این وضعیت طی دو ماه آینده است: نه دیپلماسی خبرساز شکل بگیرد و نه تنش نظامی تشدید شود.بنابراین تهران دلیلی برای واکنش فوری ندارد. واکنش ایران تا حد زیادی به اقدام بعدی واشنگتن منوط خواهد بود. در حال حاضر میتوان سه سناریو را در نظر گرفت.
سناریوی نخست؛ عبور ترامپ از آستانه تحمل ایران
تریتا پارسی در ادامه این یادداشت آورد: ترامپ ممکن است در اعمال فشار زیادهروی کرده و موجب شود تا مدیریت فشار از دستان تهران خارج شود. برای مثال، حملات به مواضع ایران در جزیره لارک به احتمال زیاد با واکنش تهران همراه خواهد شد.
از سوی دیگر، اگر ترامپ نفتکشهای ایرانی عازم چین را توقیف کند، تهران تقریبا بهطور قطعی حملات خود به کشتیهای عبوری از مسیر جنوبی تنگه هرمز را افزایش خواهد داد و احتمالا زیرساختهای انرژی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس را نیز هدف قرار میدهد. چین نیز در برابر چنین اقدامی واکنشی جدی نشان خواهد داد. نتیجه، دقیقا همان تشدید تنشی خواهد بود که ترامپ میخواهد در دو ماه آینده از آن اجتناب کند.
سناریوی دوم؛ بیاثر ماندن تحریمها بر محاسبات تهران
در سناریوی دوم، تحریمهای D-Day نه ایران را به واکنش متقابل فوری ترغیب میکنند و نه محاسبات میانمدت تهران را تغییر میدهند. تهران به این جمعبندی میرسد که، برخلاف هیاهوی ایجادشده، بسته ماندن تنگه هرمز همچنان اهرم فشار موثری در اختیار ایران قرار میدهد و فشارهای اقتصادی فزاینده بر دولت ترامپ سرانجام او را وادار خواهد کرد با رویکردی واقعگرایانهتر به میز مذاکره بازگردد.
اگرچه این سناریو محتملترین گزینه نیست، اما توضیح میدهد چرا ایران حتی در شرایطی که تمام نشانهها حاکی از آن است که ترامپ در مقطع کنونی خواهان توافق نیست، سرمایهگذاری زیادی روی دیپلماسی منطقهای انجام میدهد.
دیپلماتهای عمان، پاکستان و قطر در حال رایزنیهای فشرده با تهران درباره وضعیت تنگه هرمز هستند. به گفته منابع آگاه، ترامپ بهطور مستقیم به ایران اعلام کرده که حتی در صورت بازگشایی تنگه هرمز از سوی تهران، محاصره را لغو نخواهد کرد و علاقهای نیز به بازگشت به تفاهمنامه پیشین ندارد.
پارسی در ادامه آورد: بار دیگر باید تاکید کرد که کنار نگه داشتن ایران از کانون اخبار در آستانه انتخابات مستلزم جلوگیری از هر دو نوع تحول است؛ چه تحول نظامی و چه تحول دیپلماتیک.
چرایی تاکید ایران بر دیپلماسی
در این میان به باور این کارشناس روابط بین الملل تعامل تهران با میانجیهای منطقهای سه هدف را دنبال میکند. نخست، ایران میخواهد به افکار عمومی داخلی نشان دهد که ادامه بحران ناشی از سرسختی آمریکا است، نه انعطافناپذیری ایران. هرچه بحران طولانیتر شود و خستگی و فرسودگی مردم ایران افزایش یابد، مدیریت روایت درباره مسئولیت ادامه وضعیت موجود برای تهران اهمیت بیشتری پیدا میکند. خوشبختانه برای تهران، مخالفت صریح و علنی ترامپ با دیپلماسی به نفع ایران تمام میشود.
دوم، این تعاملات دیپلماتیک برای مدیریت رقابت بر سر مقصر جلوه دادن طرف مقابل در سطح منطقه نیز اهمیت دارد. اگر بحران دوباره تشدید شود، اینکه کشورهای منطقه چه کسی را مسئول بدانند اهمیت زیادی خواهد داشت؛ بهویژه آنکه این وضعیت هزینه سنگینی به آنها تحمیل خواهد کرد. تهران باید به دولتهای منطقه نشان دهد که آماده مصالحه است، در حالی که ترامپ حتی حاضر به مذاکره نیست.
در نهایت، دیپلماسی کنونی به شکلگیری اجماع منطقهای درباره راهکارها و اصول مشخص کمک میکند. اگر ترامپ بار دیگر به میز مذاکره بازگردد، مجموعهای از توافقهای نیمهکامل با حمایت کشورهای منطقه از قبل وجود خواهد داشت؛ توافقهایی که در دورهای شکل گرفتهاند که ترامپ خود را از روند دیپلماتیک کنار کشیده بود. اگر ترامپ بخواهد پیشرفتهایی را که منطقه در غیاب او به دست آورده است از بین ببرد، هزینه آن را خواهد پرداخت.
توپ در زمین تهران
به ادعای پارسی با این حال، محتملترین سناریو نه تشدید فوری تنش است و نه بازگشت به مذاکرات پس از انتخابات میاندورهای. در این سناریو، اعتمادبهنفس تازه دولت ترامپ تا حدی درست از آب درمیآید: ترکیب تحریمهای جدید و افزایش تردد کشتیها از مسیر جنوبی تنگه هرمز، واقعیت جدیدی ایجاد میکند که در آن فشار اقتصادی بر ایران بیش از آمریکا خواهد بود و وضعیت تهران بهتدریج، اما نه به شکلی چشمگیر، نامساعدتر میشود. در نتیجه، ایران طی چند ماه آینده در موقعیت اقتصادی و سیاسی دشوارتری قرار خواهد گرفت.
این وضعیت ایران را به واکنش متقابل ترغیب خواهد کرد، اما تهران ممکن است تصمیم بگیرد واکنش خود را به تعویق بیندازد و منتظر فرصت مناسبتری بماند. اگر واشنگتن بخواهد تا انتخابات میاندورهای اوضاع را آرام نگه دارد، تهران ممکن است به این نتیجه برسد که بهترین زمان برای واکنش، دو یا سه هفته پیش از انتخابات کنگره است؛ زمانی که میتواند بیشترین آسیب سیاسی را به ترامپ وارد کند.
با این حال به باور پارسی واکنش ایران ممکن است به کشتیهای عبوری از تنگه هرمز محدود نشود. مقامهای ایرانی چه در اظهارات علنی و چه در گفتوگوهای خصوصی میگویند انتظار دارند آمریکا و اسرائیل، صرفنظر از تاثیر تحریمهای D-Day، پس از انتخابات میاندورهای بار دیگر بحران را تشدید کنند. دیپلماتهای منطقه نیز به همین نتیجه رسیدهاند.
اگر تحریمها بهمرور ایران را تضعیف کنند و همزمان اقتصاد جهانی خود را با شرایط جدید در تنگه هرمز وفق دهد و به ثبات بازگردد، ادامه وضعیت فعلی به زیان تهران خواهد بود. بنابراین ایران ممکن است تصمیم بگیرد واکنش خود را به کنش های تحریک کننده آمریکا تشدید کرده و از آسیبپذیری احتمالی ترامپ در آستانه انتخابات بیشترین استفاده را ببرد.
اهرمهای قدرتمند ایران
به نظر میرسد ایران از عملکرد خود در دور دوم رویارویی نیز احساس اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده؛ بهویژه از اینکه ترامپ حملات خود را با سرعت متوقف کرد. دور نخست ۳۸ روز طول کشید، در حالی که دور دوم تنها ۱۳ روز ادامه داشت. با این حال، بیش از نیمی از تلفات آمریکاییها در همین دور دوم وارد شد؛ آن هم در شرایطی که این مرحله تنها یکسوم مدت مرحله نخست طول کشید.
اگرچه این موضوع تنها یکی از متغیرهای متعدد در این بحران است، اما پیامدهای دور دوم نشان میدهد که حفاظت نیروهای آمریکایی ضعیفتر شده، کمبود موشکهای رهگیر تشدید شده و ایران در مقایسه با آمریکا درسهای بیشتری از دور نخست در ماه فوریه گرفته است. تهران ظاهرا هم پیچیدگی حملات خود را افزایش داده و هم توان اطلاعاتی پشت این حملات را ارتقا داده است.
به نوشته پارسی ایران دههها نحوه عملیات آمریکا در عراق و افغانستان را مطالعه کرده. اکنون برای نخستینبار تجربه مستقیم رویارویی با ایالات متحده را به دست آورده و به نظر میرسد سریعتر از آنچه واشنگتن پیشبینی میکرد، از این تجربه درس گرفته است.
با این حال، حتی اگر محاسبه ایران درباره آسیبپذیری انتخاباتی ترامپ درست باشد، این تصور که شکست انتخاباتی میتواند ترامپ را در سال ۲۰۲۷ مهار کند، ممکن است اشتباه باشد. ترامپی که در انتخابات تحقیر شده و احتمالا با سومین تلاش برای استیضاح مواجه است، ممکن است ناچار شود در داخل کشور به دفاع از خود بپردازد؛ اما دقیقاً به دلیل مشکلات داخلی، این احتمال بالا است که انگیزه بیشتری برای نمایش قدرت در خارج از کشور پیدا کند.
با رهایی از محدودیتهای انتخاباتی، ترامپ ممکن است حاضر شود ریسکهایی را بپذیرد که پیشتر از آنها اجتناب میکرد؛ از جمله اعزام نیروهای زمینی.
گزینه نظامی آخرین گزینه ترامپ است
پس از شکست انتخاباتی نوامبر ۲۰۲۰ نیز ترامپ بود که اشتهای کمسابقهای برای پذیرش ریسک از خود نشان داد. مارک میلی، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش آمریکا، بیم آن داشت که ترامپ پس از شکست انتخاباتی یا بحران جدیدی با ایران ایجاد کند یا با ساختن یک بحران داخلی، زمینه استفاده از ارتش و حتی ماندن در قدرت را فراهم سازد.
گزارشها حاکی است ترامپ پیشنهادهایی برای حمله به ایران مطرح کرده که با مخالفت شدید میلی روبهرو شد. میلی در آن زمان به ترامپ هشدار داده بود: «تو یک جنگ راه خواهی انداخت». اکنون پرسش این است: آیا پس از انتخابات میاندورهای، در حلقه نزدیکان ترامپ کسی شبیه ژنرال میلی وجود خواهد داشت؟